₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 ... 16 17 18 19 20 21 22 ... 35 36


@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

16191 بازدید، 710 پست، نویسنده: نخبه

  • The one

    نقل قول: نخبه
    خون میچکه از چشای مجی

    :23:
    مگه ومپایره؟ :23:

    نمایش یا پنهان متننازی مجی :24:


  • ژنرال

    نقل قول: SaMaN TaJ
    یه بار خواستم بگم هسته زردآلو،گفتم زرده هستالو......... :4:

    :83:

    نقل قول: gilas
    من 2-3 بار رفتم خون بدم با لگد پرتم کردن بیرون گفتن ازت خون نمیگیرم :23: :23:

    از فنچا که خون نمیگیرن! :4: :4: :4:

    نقل قول: بچه مثبت
    اینم سوتی در برنامه زنده :4:

    :83:
    این دختره اصلا نحسه!
    همش تو برنامش اتفاقای خفن میفته :51:


  • ژنرال

    نقل قول: SaMaN TaJ
    یه بار خواستم بگم هسته زردآلو،گفتم زرده هستالو......... :4:

    :83:

    نقل قول: gilas
    من 2-3 بار رفتم خون بدم با لگد پرتم کردن بیرون گفتن ازت خون نمیگیرم :23: :23:

    از فنچا که خون نمیگیرن! :4: :4: :4:

    نقل قول: بچه مثبت
    اینم سوتی در برنامه زنده :4:

    :83:
    این دختره اصلا نحسه!
    همش تو برنامش اتفاقای خفن میفته :51:
    نقل قول: نخبه
    اگر ارسال میکردم معلوم نبود الان کدوم قطعه بهشت زهرا بودم

    قطعه 666 :83:


  • نخبه

    نقل قول: The one
    به به میگم دیگه خارج از سایتم برام آبرویی نمونده واسه همینه تازه عمو محمود هم دیگه برام تخت پادشاهی سفارش داده

    :23: اخه خیلی سوتیت باحال بود


  • نخبه

    نقل قول: The one
    مگه ومپایره؟

    مجی که هنوز نمرده ومپایر بشه بیاد ما رو بخوره

    ولی احتمالا خون از چشاش میچکه که رفته خون بده خانومه هم اینو از چشماش خونده که این مجی ناقلا تیر تپر کاره:23:


  • gilas

    نقل قول: محسن صائب
    توی اون شلوقی دیدم

    حاج خانم شلوغی درسته :23: :23:


  • gilas

    نقل قول: میرزا
    از فنچا که خون نمیگیرن!

    کوفته قل قلی با سس بادمجون :4: :4: :4:

    نقل قول: بچه مثبت
    اینم سوتی در برنامه زنده :4:

    خیلی باحال بود قیافه زن دیدنی بود :23: :23: :23:


  • نخبه

    میشه عکس کوچیک تاپیک رو برام عوض کنین اینو بزارید.. از اون میترسم :19:

    ممنون

    تصویر در دسترس نیست


  • The one

    نقل قول: بچه مثبت
    ینم سوتی در برنامه زنده

    ا من اینقدر حواسم به سوتیهای خودم بود اینو تازه دیدم. وای چه خنده دار بود :23: :23:


  • ماهی

    نقل قول: دیااکو
    بخشید صفحه شخصیت رو دیر ریدم!!!

    :23: :23: :23: :23:
    وااااااااااااااااااااای... :23: :23: :23: :23:
    منم یه بار موقع چت می خواستم بنویسم "چی می گی ؟" نوشتم : چس می گی :9: :23: :23: :23: :23: آبروم رفت :23: :23: :23: :23:

    خب حالا یه سوتی که چند وقت پیشا با همکاری خواهرم دادیم.
    خواهرم یه گوشی تلفن سینوس 53 گرفته بود ... خیلی برد داشت.طوری که تا توی خیابونم می تونستن باهاش صحبت کنند.یه بار عصر زنگ زد به من.از دست شوهرش عصبانی بود و شاکی.داشت برام تعریف می کرد رفت توی حسهای فمنیستی و اینا... خلاصه هر چی دلش می خواست به آقایون نازنین 478 گفت.این وسط منم یه جوک خیلی خیلی خاک برسری براش تعریف کردم :68:
    خلاصه کنم....اگر توی همه عمرم دو بار تا این حد حرفای بی حیایی زدم یه بارش اون روز بود :9:
    بعد که تلفن تموم شد چند دقیقه بعدش دوباره خواهرم زنگ زددر حالیکه داشت از خنده می مرد و نمی تونست حرف بزنه گفت نمی دونی چه خاکی تو سرمون شده:23: :23:
    داستان از این قرار بود که پسر همسایه بغلی اومده بود در خونه و در حالیکه قرمز و آبی میشد گفته بود ببخشید خانومِ....شما که ..با تلفن صحبت می کنید ..چیز میشه ...صداتون از توی تلوزیون ما پخش میشه.خواستم بگم که بدونید. :9:
    خواهرم میگه : مطمئنید منم؟شاید صدای کس دیگه ست... :37:
    پسره می گه : با خواهرتون صحبت می کردید دیگه.. :9: خواهرتونم یه جوک گفت براتون :9:
    خواهرم می گفت : می خواستم زمین باز شه برم توش...نمی دونستم چه خاکی تو سرم بریزم..:23: :23:
    خلاصه از اون به بعد اون گوشی تلفنو جمعش کردند.چون اصلا قابل اطمینان نبود:23: :23:


  • هاچو هاچو

    نمایش یا پنهان متن
    نقل قول: محسن صائب
    قبول باشه حاجی خانم :83:

    :23: چطوری جلوی خندتو گرفتی ؟ :83:
    منم یک خاطره دارم ازین مجالس :23:
    یه شب جو گرفتمون با محمد گفتیم بذار یه بارم ما بریم پشت میکروفون یکم بخونیم ملت حال کنند :4:
    خلاصه کنم مجلس عزا به مولودی تبدیل شد :23: آخرشم خودمون فهمیدیم گند زدیم جیم زدیم از مجلس بیرون :23:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: ماهی
    در حالیکه قرمز و آبی میشد گفته بود ببخشید خانومِ....شما که ..با تلفن صحبت می کنید ..چیز میشه ...صداتون از توی تلوزیون ما پخش میشه.خواستم بگم که بدونید.

    :23: :23: ای وای این دیگه واقعا دست خودتون نبوده :83: میگم این تلفن رو من میخوام 260
    نمایش یا پنهان متنراستی شیرین این تاپیکتو بذار تو بنر های سفارشی دسترسی بهش آسون بشه :3:


  • Kishe Mehr

    راستی یه سوتی که چند روز پیش دادمو بگم :4:

    توی باغچه های حیاطمون چمن کاشته بودیم یه مدت بعدش آفت زد و کلا خراب شد ما هم مجبور شدیم بکنیمش ( با فتحه ی ک :4: ) .. و تقریبا همه جاش بجز تیکه های کوچیک چمن توی باغچه باقی مونده بود.. اون شب مهمونمون که باهاشم رودرواسی داشتیم گفت که چرا اینجا اینجوری شده؟ منم گرم توضیح دادن شدم و گفتم که اینو کاشته بودیم آفت زد اینو کندیم ( بازم با فتحه ی ک :4: ) ، دیگه حالا هم فعلا باغچه مون کچل شده.. (منظورم این بود که باغچه تیکه تیکه شده.. ) واااااای اینو که گفتم یادم افتاد یارو کچله :23: 247 :23: 247 حالا اول یه نگاهی به سرش انداختم بعد حرفمو خوردم :9: حالا نمیدونم یارو فهمید یا نه ولی خوب شد که بقیه شو ادامه ندادم می خواستم این شعر رو پیش پسرش بخونم که شاعر میگه کچل کچل کماچه روغن کله پاچه :23: :23: 247 :23: 247


  • mz56mz

    نقل قول: Kishe Mehr
    م یه بار داشتم با کاکو محمود می چتیدم میخواستم بگم سلام گلو ، نوشتم سلام گاو
    کاکو محمود هم همچینی با طمأنینه گفت کاکو گاومونم کردی

    359 359 359 359 359 359 359 359 359 :4: :4: :4:


  • ژنرال

    نقل قول: ماهی
    یه سوتی که چند وقت پیشا با همکاری خواهرم دادیم.

    :83:
    به نظرم فجیع ترین سوتی این 15 صفحه، تا حالا این بوده :83:

    نقل قول: ماهی
    اگر توی همه عمرم دو بار تا این حد حرفای بی حیایی زدم یه بارش اون روز بود :9:

    اون یکیش کِی بوده ؟ :86:

    خیلی سوتیات باحاله :4: :110: :4:


  • ماهی

    نقل قول: هاچو هاچو
    یگم این تلفن رو من میخوام

    چه فایده آبروت می ره..دعا کن دختر همسایتون از این تلفنا بخره :4:
    نقل قول: میرزا
    به نظرم فجیع ترین سوتی این 15 صفحه، تا حالا این بوده

    824 824 824 824
    نقل قول: میرزا

    اون یکیش کِی بوده ؟

    کلا خیلی آدم خوش تعریفی توی این جور مسائل نیستم.جوکم به ندرت می گم.ولی خدا که بخواد آدمو ضایع کنه اینجوری می شه دیگه :83:
    نقل قول: میرزا
    خیلی سوتیات باحاله :4: :110: :4:

    :9:


  • ژنرال

    نقل قول: ماهی
    کلا خیلی آدم خوش تعریفی توی این جور مسائل نیستم.جوکم به ندرت می گم.

    اتفاقا خیلی خوب تعریف میکنی :4:

    تعریف کن 427


  • نخبه

    نقل قول: Kishe Mehr
    منم یه بار داشتم با کاکو محمود می چتیدم میخواستم بگم سلام گلو ، نوشتم سلام گاو :9:
    کاکو محمود هم همچینی با طمأنینه گفت کاکو گاومونم کردی :23:

    دیروز داشتم میرفتم خونه اجیم یه لحظه این سوتی تو یادم افتاد داشتم واسه خودم لبخند میزدم یهو دیدم یه یاروئی زوم کرده رو من و فکر کرده لبخند واسه اون بود اماده بود یه چیزی بپرونه که سریع لب و لوچه خندونم رو جمع کردم و یه اخم خوشگل تحویلش دادم :86:


  • نخبه

    نقل قول: ماهی
    پسره می گه : با خواهرتون صحبت می کردید دیگه.. :9: خواهرتونم یه جوک گفت براتون :9:

    شما که این جک رو واسه ما تعریف نمیکنی لااقل شماره پسر همسایه رو بده خودمون ازش بپرسیم :9:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: