ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
The one
مگه ومپایره؟
نمایش یا پنهان متن
نازی مجیژنرال
از فنچا که خون نمیگیرن!
این دختره اصلا نحسه!
همش تو برنامش اتفاقای خفن میفته
ژنرال
از فنچا که خون نمیگیرن!
این دختره اصلا نحسه!
همش تو برنامش اتفاقای خفن میفته
قطعه 666
نخبه
نخبه
مجی که هنوز نمرده ومپایر بشه بیاد ما رو بخوره
ولی احتمالا خون از چشاش میچکه که رفته خون بده خانومه هم اینو از چشماش خونده که این مجی ناقلا تیر تپر کاره
gilas
حاج خانم شلوغی درسته
gilas
کوفته قل قلی با سس بادمجون
خیلی باحال بود قیافه زن دیدنی بود
نخبه
ممنون
▧ تصویر در دسترس نیست
The one
ا من اینقدر حواسم به سوتیهای خودم بود اینو تازه دیدم. وای چه خنده دار بود
ماهی
وااااااااااااااااااااای...
منم یه بار موقع چت می خواستم بنویسم "چی می گی ؟" نوشتم : چس می گی
خب حالا یه سوتی که چند وقت پیشا با همکاری خواهرم دادیم.
خواهرم یه گوشی تلفن سینوس 53 گرفته بود ... خیلی برد داشت.طوری که تا توی خیابونم می تونستن باهاش صحبت کنند.یه بار عصر زنگ زد به من.از دست شوهرش عصبانی بود و شاکی.داشت برام تعریف می کرد رفت توی حسهای فمنیستی و اینا... خلاصه هر چی دلش می خواست به آقایون نازنین
خلاصه کنم....اگر توی همه عمرم دو بار تا این حد حرفای بی حیایی زدم یه بارش اون روز بود
بعد که تلفن تموم شد چند دقیقه بعدش دوباره خواهرم زنگ زددر حالیکه داشت از خنده می مرد و نمی تونست حرف بزنه گفت نمی دونی چه خاکی تو سرمون شده
داستان از این قرار بود که پسر همسایه بغلی اومده بود در خونه و در حالیکه قرمز و آبی میشد گفته بود ببخشید خانومِ....شما که ..با تلفن صحبت می کنید ..چیز میشه ...صداتون از توی تلوزیون ما پخش میشه.خواستم بگم که بدونید.
خواهرم میگه : مطمئنید منم؟شاید صدای کس دیگه ست...
پسره می گه : با خواهرتون صحبت می کردید دیگه..
خواهرم می گفت : می خواستم زمین باز شه برم توش...نمی دونستم چه خاکی تو سرم بریزم..
خلاصه از اون به بعد اون گوشی تلفنو جمعش کردند.چون اصلا قابل اطمینان نبود
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
منم یک خاطره دارم ازین مجالس
یه شب جو گرفتمون با محمد گفتیم بذار یه بارم ما بریم پشت میکروفون یکم بخونیم ملت حال کنند
خلاصه کنم مجلس عزا به مولودی تبدیل شد
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
راستی شیرین این تاپیکتو بذار تو بنر های سفارشی دسترسی بهش آسون بشهKishe Mehr
Kishe Mehr
توی باغچه های حیاطمون چمن کاشته بودیم یه مدت بعدش آفت زد و کلا خراب شد ما هم مجبور شدیم بکنیمش ( با فتحه ی ک
mz56mz
کاکو محمود هم همچینی با طمأنینه گفت کاکو گاومونم کردی
ژنرال
به نظرم فجیع ترین سوتی این 15 صفحه، تا حالا این بوده
اون یکیش کِی بوده ؟
خیلی سوتیات باحاله
ماهی
چه فایده آبروت می ره..دعا کن دختر همسایتون از این تلفنا بخره
اون یکیش کِی بوده ؟
کلا خیلی آدم خوش تعریفی توی این جور مسائل نیستم.جوکم به ندرت می گم.ولی خدا که بخواد آدمو ضایع کنه اینجوری می شه دیگه
ژنرال
اتفاقا خیلی خوب تعریف میکنی
تعریف کن
نخبه
کاکو محمود هم همچینی با طمأنینه گفت کاکو گاومونم کردی
دیروز داشتم میرفتم خونه اجیم یه لحظه این سوتی تو یادم افتاد داشتم واسه خودم لبخند میزدم یهو دیدم یه یاروئی زوم کرده رو من و فکر کرده لبخند واسه اون بود اماده بود یه چیزی بپرونه که سریع لب و لوچه خندونم رو جمع کردم و یه اخم خوشگل تحویلش دادم
نخبه
شما که این جک رو واسه ما تعریف نمیکنی لااقل شماره پسر همسایه رو بده خودمون ازش بپرسیم
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→