ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
maryamlondon1
اخههههه چیزه
این مربوط به احسان میشه ..چند روز پیش همکلاسی احسان که اون هم عربه به احسان شکلات میده احسان بهش میگه چه خوش مزه به مامانم میگم برام بخره تو از کجا این خریدی ..پسره بی تربیت بهش میگه از حاجی (خصیان) یک مغازه داریم اسمش علوان وبیشتر عربا وایرانیا از او خرید میکنن
این هم مربوط به شوهرم ...شوهرم یدوست به نام خسرو داره .روزهای تعطیل میامد با بچه های فامیل تخته (طاولی به عربی میشه ) بازی میکرد . هروقت میباختن به جای خسرو گفتن خصوه .بهش میگفتن اون هم عربی بلد نبود خوشحال وخندان فکر میکرد دارن لوسش میکن
[/b][/b]
نخبه
gilas
وای خوب با موبایلت قبلا هماهنگ کن که زنگ نخوره
gilas
عجب بی تربیتی بوده اون
The one
واییی مریممممم وای دلممممم
حیف که خودمم سوتی نوشتمو گرنه میدادم مامانم اینها بیان بخونن بخندن
The one
نمایش یا پنهان متن
اون موقعها یه سریالی پحش میشد به نام در پناه تو که در مورد دوابط بین دانشجوها بود و تو زمان خودش خیلی طرفدار داشت. حالا خلاصه تو این سریال ثریا قاسمی نقش یه مادر مهربونو بازی می کرد پسرشم مثلا خوشتیپ دانشگاه بود که همه دوستش داشتن بعد این همیشه پسرشو لوس می کرد اسمشم محمد بود مامانه هم همیشه صداش می کرد محمدم1 حالا این دوستهای مسخرم تا منو می دیدن می گفتن محمدم وایی محمدممیه بارم انجمن اسلامی تاتری گذاشته بود در مورد اینکه چقدر به انسان از بچگی تا بزرگی ظلم میشه و هی باید حرف همه رو گوش کنه و آخر سر به این نتیجه میرسیدن که فقط باید حرف خدا رو گوش کنه. خلاصه یه جاش بود که خانم قهرمان قصه باید از شوهرش حرف شنوی می کرد. حالا یکی از دوستان ما هم تو تاتره بود. داستانشو میدونستیم. بعد قرار گذاشتیم که تا نوبت این قسمت بشه با صدای بلند ما جند تا دختر بگیم عمراااا. همین کارم کردیم منتها چشمتون روز بد نبینه رییس دانشکده هم نشسته بود بغل دستمون همچین چشم غره ای بهمون رفت که دیگه هیچی تا اخر تاتره نفهمیدیم
maryamlondon1
واقعا همنطوره ..تازه امده بودم لندن انگلیسی بلد نبودم نه اینکه حالا خیلی بلدم
خیلی بی تربیته جریان به مامانش گفتم مامانش گفت اخه من همیشه جیب شوهرم جارو میزنم وقتی عصبانیه میشه به علوان فحش میده ومیگه کی از دست حاجی خصیان راحت بشیم بچه ها هم یاد گرفتن
واییی مریممممم وای دلممممم
حیف که خودمم سوتی نوشتمو گرنه میدادم مامانم اینها بیان بخونن بخندن
نخبه
حسن جوهر چی بازی میکرد نقش اقا محمد شما رو
Mahboob
راستش منم سوتی زیاد دادم کلا خیلی زیاد سوتی میدم
ولی خب پوستم کلفت شده رفع و رجوعش می کنم
دوران نوجوونی توی کلاس تنیس یه خانومی میومد صداش می کردیم مریم جون با اینکه مثل مامانم بود تنیسش خوب بودو همیشه هوای مارو داشت یه بار داشتم واسه دوستم از معلم زبانم بد می گفتم که یک لهجه مزخرف مسخره ای داره و دوستان علنی ر.ی.د.م رو بنده خدا ....
وقتی صحبت هام تموم شد مریم جون خیلی خونسرد رو کرد به من گفت آقای ... آره ؟
منم قیافمو یه وری کردم با تمسخر گفتم آره
ایشونم گفتن : پسرخاله منه
قیافه منو تصور کنید ( اون موقع رفع و رجوعم خوب نبود )
نخبه
منم قیافمو یه وری کردم با تمسخر گفتم آره
ایشونم گفتن : پسرخاله منه
قیافه منو تصور کنید ( اون موقع رفع و رجوعم خوب نبود ) 266
Mahboob
بعد همون جور که با تلاش واقعا داشتیم شاخه ها رو با هر هر و کر کر می خواستیم گره بزنیم دیدیم مامانم و داییم با تاسف دارن نگاهمون می کنند
( من و دختر داییم کلا جلو مامان من و بابای اون که داییم باشه خیلی نسبت به ازدواج و اینا و سرسنگینیم یعنی خیلییییییییییییییییی خجالت آور بود )
Mahboob
بعد یه هو گفت وای ببخشد من بلد نیستم این جور موقع ها چی بگم یعنی بقای عمرتون باشه
وای چقدر خندیدممممممم
Mahboob
حالا می دونید چه اس ام اسی
نمایش یا پنهان متن
میگن کف دستت به خاره پول گیرت میاد , کف پات بخاره میری یه جای جدید , حالا که کونت می خاره بگو ببینم برنامه ات چیهبازم یادم اومد میام می نویسم
The one
اره همون یوزارسیف بود چقدم شبیه هم بودن اه اه
Kishe Mehr
نه
maryamlondon1,
نمایش یا پنهان متن
راستی معنی خصوه رو نیدونمحالا منم یه سوتی از بابام بدم
The one
The one
خودتو به اون راه نزن دو ساعت مریم جون به اون واضحی معنیشو گفت
Kishe Mehr
امروز جاتون خالی در اقدامی خدا دوستانه و مردم پسندانه
خلاصه حالا این یارو که اومده بود خون بگیره حالا میخواستم هم سر صحبت رو باز کنم و هم به قول معروف تلطیفش بکنم اساسی
The one
تو سالی 3 بار این سوتی رو میدی . دفعه ی دیگه بپرس زهر انار طی چند ثانیه تبدیل به خون میشه
ولی یارو بیخود کرده تا یه حدودی تو درست گفتی خب اون گولوبولها به قول خودت کجا مایو بپوشن و شنا کنن
Kishe Mehr
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→