ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
نخبه
نمایش یا پنهان متن
یکی دیگه هم هست که همین ماجرا از دستش در میره بعد همه میخندن میگه میدونستم اینقدر خوشتون میاد میریدم
yasiii
هاچو هاچو
بله فکر میکنم همون صفحه آخر بود
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
آره خیلی باحاله
یه کاری میکنیم دیگه تو زندگیت نتونی گریه کنی
Kishe Mehr
Kishe Mehr
هاچو هاچو
بوووووووووووووووووووووووووقتم یره
ماهی
الان دلم گریه می خواد
اگه گریه رو از من بگیرید من مرده م
نمایش یا پنهان متن
یه بار چند وقت پیشا یه عیدی بود خونه مامان بودم.رئیس خدا بگم چیکارش کنه زنگ زد و بدون اینکه چیزی رو چک کنه شروع کرد به اعتراض به من که این جا رو باید اینجوری می کردی و اینا...خلاصه کلی انرژی صرف کردم تا فهمید یه چیزیو چک نکردهبعدش که تلفن تموم شد چون اصلا ازش توقع نداشتم اونجوری با من حرف بزنه نشستم های های گریه کردن...مامانم دید صدای گریه من می آد از آشپز خونه با تعجب اومد توی اتاقی که بودم...آخه یه دقیقه قبلش داشتم باهاش می خندیدم...اولش باور نمی کرد اونجوری دارم گریه می کنم.بعد نگران شد هی می پرسید کی بود؟ چی شده ؟چیزی شده ؟
تا میخواستم توضیح بدم دوباره اون قضیه توی ذهنم می اومد بازم بغض امونم نمی داد...
بعدش مامانم عصبانی شد...گفت چی شده..خدا منو مرگ بده...دارم می میرم از نگرانی
این وسطا فقط تونستم بگم هیچ چی کارمه...باز هم های های گریه کنان از اتاق رفتم بیرون
بعد که آروم شدم و داستانو تعریف کردم همه بهم اعتراض کردن که چقدر بی خودی گریه می کنی
کی گفتی ؟من که نشنیده بودم
اصلا حالا که اینطوری شد..
نخبه
چرا جوراب مشکی پوشیدی
Kishe Mehr
Kishe Mehr
ماهی
نه به جون خودم
آخه خواهرم عکس منه.یعنی من به ندرت اشکشو دیدم.منو با خواهرم مقایسه می کنن م یگن تو الکی گریه می کنی
نمایش یا پنهان متن
درمونده نباشی...دستمال هست خدمتتون؟
هاچو هاچو
خب از بس دل نازکین دیگه
وایستادم ببین
عقب موندتم
ماهی
اتفاقا من آدم خیلی مقاومی هستم.همین خواهرم یه شب اگه شوهرش نباشه باید بره خونه مامانم اینا بخوابه.هیچ کاری رو نمی تونه بدون شوهرش انجام بده.ولی خب گریه کردن یه بحث جداست....
نمایش یا پنهان متن
هاچو هاچو
ضایع شدم
نمایش یا پنهان متن
الان که بهتر شدی انشالله ؟The one
The one
این عکستو میخوای تو همه تاپیکها بذاری؟
نکنه اون سوال رو دیوار انجمنت واسه همین بود
نمایش یا پنهان متن
خو میترسم چشت بزننThe one
اا راست میگی .. اونجوری با مبل و فرشم ست میشد
مجی فکر کن هر جا میری خواستگاری همین مبل و همین فرشم باید ببری با خودت
The one
نازی فدات شم
The one
شیلنگشی
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→