ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
gilas
نخبه
یه نگاه به هدیه هات بنداز متوجه میشی........ به دوازده نفر بوفی برنز هدیه دادم .. کسانی که بیش از دو سوتی تعریف کرده بودن به بقیه هم که مثبت دادیم
یه سوتی زمان میرزا بودن، رخ داد که کارلوس توضیح داد
اره جون خودت اصلا این اسم گابریل خودش یه سوتیه بزرگه
ماهی
میخواستم برم پیش رئیس.رئیس توی یه واحد روبروی واحدیه که من توشم.به محض اینکه رفتم تو،
اون از دستشویی اومد بیرون.یه دفعه هول شدم گفتم: خسته نباشید
از خجالت آب شدم..یکی نیست بگه برا چی خسته نباشه؟
نمایش یا پنهان متن
منم الان دیدم.دستت درد نکنه شیرین عسلم
Kishe Mehr
خسته نباشید
ژنرال
به نخبه نمیرسه
نخبه
گابریل
مونده نباشی دخملم
خواهش میکنم دلم نیومد به یک نفر جایزه بوفی زر بدم این شد که تصمیم گرفتم هر کسی بیش از دو سوتی تعریف کرده جایزه بگیره.. امروز با ارش میرفتیم بیمارستان برای عیادت مادرش کل راه رو سوتیهای بچه ها رو براش تعریف کردم کلی خندید
بندری
یه سوتی هم از من بشنوید
چند روز پیش مسافرت کرج پیش پدر خانومم اینا بودیم . پدر خانومم سخت مریض شده بود . منم اونو بردم بیمارستان کسری کرج تو اتاق بستری یه آقای دیگه هم بستری شده بود و آه و ناله زیادی می کرد . به من گفت بی زحمت همراه منو صدا کن بیاد منم رفتم به خانومی که همراش بود گفتیم بیاین شوهرتون کارتون داره دیدم زنه دیدم زنه دهنشو کج کرد و با تعجب رفت تو اتاق
چند ثانیه بعد منم که برگشتم دیدم خانومه میگه چیه پسرم حالت چطوره . مامان اینقدر ناله نکن مامانی ناراحت میشه . حالا منو می گی مردم بودم از خنده با این گندی که زده بودم
بندری
نخبه
راستش رو بگید اشتباه گرفتین یا ..........
چند ثانیه بعد منم که برگشتم دیدم خانومه میگه چیه پسرم حالت چطوره .
SaMaN TaJ
دست گلتون درد نکنه فامیل عزیز
هاچو هاچو
حالا یک سوتی هم من بگم
ترم پیش تو دانشگاه نشسته بودم داشتم نشریه انجمنمونو میفروختم که یک نفر اومد جلو شروع کرد به احوال پرسی و شوخی کردن
یک سوتی دیگه هم که دقیقا همینطوری بود اتفاق افتاد
تو دانشگاه یکی اومد جلو سلامو احوال پرسی بدون اینکه مهلت بده شروع کرد به در2دل کردنو حرف زدن
نخبه
سوتی همه باحال بود نمیتونم بگم خفن ترین سوتی واسه کی بود..
یه سوتی یا یه خاطره هم من بگم
یه دوستی داشتم اصلیشتون واسه ارومیه بود یه جائی به نام نقده فکر میکنم هر بار که زنگ میزدم خونشون و مادرش گوشی رو بر میداشت من موقع خداحافظی میگفتم سلام برسونید این میگفت علیک سلام... از اونجائی که سن و سال مادرش هم خیلی زیاد بود با خودم میگفتم نکنه اصلا متوجه حرفهای من نمیشه و یا اصلا نشنید من چی گفتم که در جوابم میگه علیک سلام
چند باری این کار تکرار شد و هر بار من گفتم سلام برسونید ایشون گفتن علیک سلام
یه بار داشتم به یکی دیگه از دوستام تعریف میکردم که بنده خدا مادر فلانی فکر کنم گوشاش داره سنگین میشه من اینجوری میگم اونم اونجوری جوابمو میده یهو دوستم خندید گفت دیونه اونا این مدلی هستن وقتی میگن عیلک سلام یعنی اینکه سلامت رو رسوندیم بیا بگیر اینم جواب سلامت از طرف فلانی که بهش سلام رسوندی
هنوزم چند ماه یه باری که میبینمشون میگم سلام برسونید میگه علیک سلام من لبخند میزنم
نخبه
بی حیات ابرو داداشت رو هم بردی
ماهی
یه سوتی روز جمعه دادم می خواستم بیام بنویسم.اما یه نفر الان خیلی حالمو گرفته توی مودش نیستم
آخه من چه خاکی تو سرم بریزم
نخبه
اخ جون سوتیهای ماهی.. منم جمعه یه سوتی شنیدم .. بعدا میگم
ان شا لله که حال و هوات زوده زود عوض بشه بیای برامون تعریف کنی دور همی بخندی
حالا بزارید یه سوتی از مادر شوهرم تعریف کنم که کلی بخندیم
مادرشوهرم عین خودم خیلی شکموئه تا بگی قربون چشمای بادومیت میگه من بادوم میخام
از قضا روزی دو تا دخملش نشسته بودن و هی داشتن در مورد یه کاری ایده و نظر میدادن(برای کار گرافیکی) بعد یکی از خواهرا به اون یکی میگه من یه ایده دارم بهتر این کارو بکنیم و این حرفا این وسط مادر شوهر ما از اونجائی که بسی شکم پرسته فقط اسم ایده رو میشنوه و رو به دخترش میگه خب یکم از اون ایده ها بیار با هم بخوریم دیگه
اخه ایده به زبان ترکی یعنی سنجد
امان از دست این شکم
The one
یاد حرف زدن این اهل شام افتادم مثل فلسطین و سوریه اینا ... به جای خداحافظی میگن سلام علیکم ... منم تا بهشون عادت کنم روده بر میشدم از خنده
سوتی مادر شوهرتم بامزه بود
نمایش یا پنهان متن
اکس مادرشوهرم کاش شکمو بود ثروت پسرش کورش کرده الهی سنگ به قبرش بباره هر چند این دایناسور تا منو خاک نکنه هیچیش نمیشهآخه من چه خاکی تو سرم بریزم
ان شالله خیره ماهی جان
هاچو هاچو,
بندری,
ژنرال
خدائیش این سوتیا خیلی تلخ و البته همزمان خیلی هم شیرینه
یعنی تشخیص ندادی طرف، استاد بوده؟
نخبه,
ایده خوبی بود
نخبه
سوتی که زیاد میده اینم دختراش برام تعریف کردن. نگذریم از سوتیهای داداش کوچکشون.. کلا بهش میگیم محمد سوتی
ماهی
نمی دونستم سوتیهام به شهرت رسیدن
مادر شوهر اصولا یعنی سوتی
خودمم یه روز مادر شوهر میشما
نه...واقعا کلافه میشم یکتا جان.
نخبه
ایده خوبی بود
از این به بعد هر وقت سنجد دیدین یاد سوتی مادر شوهر من می افتین.. مخصوصا عید
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→