يادمه چن وقت پيش هم اينجوري شده بودي ، يه اسمي داشت اين مريضي ؟
آره پارسال هم این حالت بهم دست داد ... والا اسم خاصی نداره... رفتم دکتر و آزمایش و چکاپ... گفت همه چیزت تنظمیه فقط خونت غلیظ شده که احتمالا به همین دلیل این حالت بهت دست داده... یه سرس دارو داد که استفاده کردم و دیگه مشکلی نداشتم تا دوشب پیش که دوباره اون حالتا شروع شد و هنوز هم به صورت خفیف گاهی میاد سراغم. از پارسال تا حالا دو بار خون دادم ؛ هر 6ماه یه بار خون میدم...
نقل قول: نخبه
ان شالله که طوری نیس و زود خوب بشه این حالتت( معمولا این جور حالتها از استرس هستش)حالا بازم برو دکتر ببین چی میگن انشالله که هیچی نباشه
نمیدونم... این بار میرم پیش یه متخصص مغز و اصاب؛ در هر حال علتش هرچی باشه، برای غلظت خونم باید چاره ای پیدا کنم. چون عوارض خطر ناکی داره از جمله سکته... پارسال مازیار گفت یکی از روش های خیلی خوب درمان غلظت خون، اینه که صبح ناشتا، مویز بخوری... یک ماهی این کارو کردم وبعد دیگه ادامه ندادم.
چه جالب اين بخش دفترچه خاطرات شده من دوباره دست گلي به اب دادم برا چند مين بار باز شيشه لپ تاپم شكست،با هزار مكافآت ومنت والتماس برا چند دقيقه تا بلت احسان قرض ميگيرم
دیشب نیمه های شب حالم بد شد... یه حالتی داشتم که به نظرم اومد که سکته س... خیلی حال بدی بهم دست میداد که دقیق نمیشه توصیف کرد... کمی سرگیجه+کمی تهوع+تپش قلب... احساس میکردم تماما بدنم میخواد متلاشی بشه و همزمان یه حالت اضطراب و بی قراری و دل آشوبه بهم دست میداد... کمی آروم میشدم و دوباره حمله شروع میشد... پارسال هم یکبار این حالت بهم دست داد... جالبه که معمولا شبها این طور میشم. رفتم دکتر فشار خونمو گرفت گفت تنظیمه... یه آمپول و قرص آسپیرین و یه قرص دیگه تجویز کرد تا بعد از 2-3 ساعت کمی آروم شدم. الان هم همون حالت سنگینی رو دارم یکسالی میشه که خونم خیلی غلیظ شده و مرتب توی سرم و بدنم احساس سنگینی میکنم... باید شنبه برم آزمایش خون و سی تی اسکن از سَرَم...
محسن جان همون طور كه خودت گفتي غلظت خون خيلي توو اين مواردي كه اشاره كردي تاثير داره، به خاطر كندي جريان توو مويرگ هاي مغزي اين اتفاق ميوفته، باعث ميشه اكسيژن رساني به اندازه كافي به مغز انجام نشه و احساس سر گيجه و سنگيني كني، به همراه اين مورد اعصاب ناآرام و روحيه بد هم ميتونه تاثير منفي بزاره، فشارهاي روحي و رواني چيزي هست كه براي كل بدن به خصوص سيستم خون رساني و قلب، و مغز تاثيرات نامطلوبي رو به وجود مياره مثل كمبود حافظه و عدم تمركز، اميدوارم كه بيشتر به فكر خودت باشي، ورزش رو فراموش نكن كه حد اقل تا حد زيادي مشكلات قلبي تنفسيتو درمان ميكنه، مساله روحي هم بايد چيزي كه باعث ناراحتي شده رو از ريشه خشك كرد كه ميدونم تقريباً غير ممكنه تا زماني كه اون مشكل حل نشه! منم با همين مشكلات درگيرم و ميدونم چي ميگي، البته شكر خدا حد اقل مشكلات جسميشو ندارم. انشالله كه شما هم هر چه زودتر شفاي كامل پيدا ميكني
هيجده هوم امتحاناتم شروع ميشه و براي امتحان اول خيلي استرس دارم، اولين امتحانم خيلي سخته، ولي بقيشون راحتن از درسهاي مديريت و برنامه ريزي بدم مياد ولي درسهاي آناتومي و فيزيولوژي بدني رو خيلي دوس دارم
والا اینجوری که دکتر گفته گردنم باید کشیده بشه بعید نیست اون شکلی بشم. منم بهترم اما دکتر حسابی بهم هشدار داده باید خیلی مراقب باشیم مخصوصا ماها که کارمون پشت کامپیوتره حتما هر چند دقیقه گردنمون رو ورزش بدیم تا دچار این عوارض نشیم
دلم میخاد برم بیرون هوا سرده نمیتونم با دنیز برم .وقتی هم میبرمش اونقدر شیطونی میکنه که پشیمون میشم از بیرون رفتن الانم کنارم نشسته هی میکوبه رو کیبرد و یا با موس ور میره دلم میخاست برم خونه مامانم بچه رو بزارم اونجا برم دو ساعت برا خودم بچرخم.. اونقده فکرا تو ذهنمه میخام برم وسایل بخرم بیارم تو خونه بدرستمشون ولی با این بچه وروجک نمیشه هی خود خوری میکنم
نه بابا شانس چیه..شرمنده ش کردم با وجدان کاری زیاد می تونستم خیلی کارایی رو که کردم نکنم و خیلی کارایی رو که نکردم بکنم...در ضمن کسی رو که قرار شده بذارن جای من هزار تا امتیاز می خواست ازشون بگیره..تازه داره قدر می دونه
چه برفی میاد... با اینکه توی این لحظات آخر هم دست از زیرآب زنی بر نمی دارند این جماعت، و آدمو کسل می کنند ..ومی بینم تا چه حد تنگ نظر و بخیل هستند ولی بازم حالم خوبه من اصلا یادم نمی اد که کسی خواسته باشه از اداره بره من برم در مورد حق و حقوقش بپرسم و سعی کنم اظهار نظر کنم یا اصلا بهش فکر کنم.از این جماعت در عجبم...آخه چقدر بیکارید شما..تا چه حد به کار دیگران کار دارید؟
mz56mz
ژنرال
آره پارسال هم این حالت بهم دست داد ... والا اسم خاصی نداره... رفتم دکتر و آزمایش و چکاپ... گفت همه چیزت تنظمیه فقط خونت غلیظ شده که احتمالا به همین دلیل این حالت بهت دست داده... یه سرس دارو داد که استفاده کردم و دیگه مشکلی نداشتم تا دوشب پیش که دوباره اون حالتا شروع شد و هنوز هم به صورت خفیف گاهی میاد سراغم.
از پارسال تا حالا دو بار خون دادم ؛ هر 6ماه یه بار خون میدم...
نمیدونم... این بار میرم پیش یه متخصص مغز و اصاب؛ در هر حال علتش هرچی باشه، برای غلظت خونم باید چاره ای پیدا کنم. چون عوارض خطر ناکی داره از جمله سکته...
پارسال مازیار گفت یکی از روش های خیلی خوب درمان غلظت خون، اینه که صبح ناشتا، مویز بخوری... یک ماهی این کارو کردم وبعد دیگه ادامه ندادم.
maryamlondon1
Life Dream
رفتم دکتر فشار خونمو گرفت گفت تنظیمه... یه آمپول و قرص آسپیرین و یه قرص دیگه تجویز کرد تا بعد از 2-3 ساعت کمی آروم شدم. الان هم همون حالت سنگینی رو دارم
یکسالی میشه که خونم خیلی غلیظ شده و مرتب توی سرم و بدنم احساس سنگینی میکنم...
باید شنبه برم آزمایش خون و سی تی اسکن از سَرَم...
محسن جان همون طور كه خودت گفتي غلظت خون خيلي توو اين مواردي كه اشاره كردي تاثير داره، به خاطر كندي جريان توو مويرگ هاي مغزي اين اتفاق ميوفته، باعث ميشه اكسيژن رساني به اندازه كافي به مغز انجام نشه و احساس سر گيجه و سنگيني كني، به همراه اين مورد اعصاب ناآرام و روحيه بد هم ميتونه تاثير منفي بزاره، فشارهاي روحي و رواني چيزي هست كه براي كل بدن به خصوص سيستم خون رساني و قلب، و مغز تاثيرات نامطلوبي رو به وجود مياره مثل كمبود حافظه و عدم تمركز، اميدوارم كه بيشتر به فكر خودت باشي، ورزش رو فراموش نكن كه حد اقل تا حد زيادي مشكلات قلبي تنفسيتو درمان ميكنه، مساله روحي هم بايد چيزي كه باعث ناراحتي شده رو از ريشه خشك كرد كه ميدونم تقريباً غير ممكنه تا زماني كه اون مشكل حل نشه! منم با همين مشكلات درگيرم و ميدونم چي ميگي، البته شكر خدا حد اقل مشكلات جسميشو ندارم. انشالله كه شما هم هر چه زودتر شفاي كامل پيدا ميكني
Life Dream
mojde
والا اینجوری که دکتر گفته گردنم باید کشیده بشه بعید نیست اون شکلی بشم.
منم بهترم اما دکتر حسابی بهم هشدار داده باید خیلی مراقب باشیم مخصوصا ماها که کارمون پشت کامپیوتره
حتما هر چند دقیقه گردنمون رو ورزش بدیم تا دچار این عوارض نشیم
نخبه
الانم کنارم نشسته هی میکوبه رو کیبرد و یا با موس ور میره
دلم میخاست برم خونه مامانم بچه رو بزارم اونجا برم دو ساعت برا خودم بچرخم.. اونقده فکرا تو ذهنمه میخام برم وسایل بخرم بیارم تو خونه بدرستمشون ولی با این بچه وروجک نمیشه هی خود خوری میکنم
Holtek
زالو و حجامت هم خيلي خوبه ، حتما امتحان كن .
ماهی
نه بابا شانس چیه..شرمنده ش کردم با وجدان کاری زیاد
gilas
mz56mz
mojde
Kishe Mehr
آدم زندگیش بایستی با چالش و چلنج همراه باشه
یعنی میشه بفهمیم مهدی یره میره صفاهان چه بکنه؟
ژنرال,
کاکو انار بخور. ایشالله بلا دور ِ . من برات دعا میکنم...
مدیریت که خوبه
ماهی
مث زندگی من
این روزا دارم فکر می کنم اگر نمودار زندگی من کشیده بشه یه چیزی میشه توی این مایه ها
الان حالم خیلی خوبه...یه جورایی عشقولانه ام
Kishe Mehr
الان تبدیل شد به برف
▧ تصویر در دسترس نیست
ماهی
چه برفی میاد...
با اینکه توی این لحظات آخر هم دست از زیرآب زنی بر نمی دارند این جماعت، و آدمو کسل می کنند ..ومی بینم تا چه حد تنگ نظر و بخیل هستند
من اصلا یادم نمی اد که کسی خواسته باشه از اداره بره من برم در مورد حق و حقوقش بپرسم و سعی کنم اظهار نظر کنم یا اصلا بهش فکر کنم.از این جماعت در عجبم...آخه چقدر بیکارید شما..تا چه حد به کار دیگران کار دارید؟
نخبه
gilas
mojde
jaj
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→