زنگ ساعت مدتهاست به صدا درآمده، اما کودک هنوز در رختخواب است. دلش درد میکند، گریهاش میگیرد و نمیخواهد به مدرسه برود. در بدترین حالت، اضطراب کودک چنان شدید میشود که حاضر نیست اصلاً از خانه بیرون بیاید.
والدین تلاش میکنند کمک کنند، اما ممکن است ناخواسته وضعیت کودک را بدتر کنند. یک روانپزشک کودک توضیح میدهد این چرخه جدی چگونه شکل میگیرد و چگونه میتوان آن را شکست.
ریکا ریهونن (Riikka Riihonen)، روانپزشک کودک، این کنارهگیری شدید را «کمددخلشدن» (komeroituminen) مینامد. در آن مرحله اضطراب دیگر فقط مدرسه رفتن را محدود نمیکند، بلکه تقریباً همه چیز را در زندگی روزمره کودک دشوار میسازد.
ممکن است کمددخلشدن آغاز شود. آن وقت کارهای روزمره، لباس پوشیدن، غذا خوردن، شستوشو و خوابیدن دشوار میشود و اضطراب همیشه حاضر است.ریکا ریهونن
به گفته این روانپزشک، اجتناب از مدرسه رفتن در سالهای اخیر پدیدهای رو به افزایش و شدیدتر شده است. این موضوع آنقدر در کار او تکرار میشود که شروع به نوشتن کتابی درباره آن کرده است.
وضعیت بهویژه زمانی میتواند دشوار شود که کودک مدت طولانی در خانه بماند. آن وقت بازگشت به مدرسه ممکن است کار زیاد و کمک چندتخصصی بخواهد.
رایجترین اشتباه والدین
به گفته ریهونن، بزرگترین «خدمتِ زیانبار» والدین به کودک مضطرب این است که امکان رفتار اجتنابی را برای او فراهم کنند.
«وقتی چیزی ما را مضطرب و ترسانده میکند، واکنش طبیعیمان اجتناب از آن است. اگر کسی از زنبور عسل بترسد، به سراغ زنبورها نمیرود.»
والدین ممکن است فکر کنند مدرسه رفتن بیش از حد به کودک فشار میآورد و به همین دلیل اجازه میدهند در خانه بماند. اما هرچه مدت اجتناب از موضوع اضطرابآور طولانیتر شود، مواجهه بعدی با آن سختتر میشود. در مورد مدرسه نیز همینطور است و اغلب کودک علاوه بر مدرسه، نسبت به دیگر محیطهای بیرون از خانه هم دلشوره پیدا میکند.
«اگر والد فکر کند برای اینکه کودکش زیر فشار نرود بهتر است در خانه بماند، میتواند وضعیت نسبتاً دشواری شکل بگیرد.»
اشتباه رایج دوم این است که والدین بکوشند ترس کودک را با اطمیناندادن مداوم کم کنند و مدام بگویند در مدرسه اتفاق بدی نمیافتد.
«این اطمیناندادنها اضطراب را بیشتر حفظ میکند تا کاهش دهد. گاهی هم به این مربوط است که خود والد درباره مدرسه دغدغهها و اضطرابهای خودش را دارد.»
به جای آن، بزرگسال بهتر است در برابر موضوع اضطرابآور کنجکاوی و تشویق نشان دهد. ریهونن پیشنهاد میکند به کودک گفته شود: «میبینم که دلشوره داری، اما برویم. فکر میکنم این تجربه خوبی خواهد شد.»
تمرین پلهپله
به گفته ریهونن، برای کاهش اضطراب ضروری است که کودک فرصت تمرین مواجهه با چیزهایی را که از آنها میترسد پیدا کند. اما این کار لازم نیست یکباره انجام شود و والدین میتوانند با گامهای کوچک به کودک کمک کنند.
مثلاً اگر کودک از عنکبوت میترسد، میتوان نخست با دیدن عکس و ویدیو او را عادت داد و تنها بعدتر به عنکبوت واقعی نزدیک شد. همین اصل درباره مدرسه نیز به کار میآید.
گامهای کوچک بازگشت به مدرسه
- در آغاز میتوان با کودک ده دقیقه به حیاط مدرسه رفت.
- دفعه بعد یک ربع در آنجا ماند.
- سپس رفتن به راهرو مدرسه و در نهایت ورود به کلاس تمرین شود.
- والد میتواند همراه کودک و سگ خانواده تا مدرسه برود.
- میتوان با کارکنان مدرسه قرار گذاشت که یک بزرگسال در حیاط به استقبال کودک بیاید و او مستقیم وارد ساختمان شود.
- اگر ارائه کنفرانس ترسناک است، بهتر است نخست در محیط آشنا و پلهپله تمرین شود.
مهم این است که کودک با ترسهایش تنها نماند.
درباره اهمیت شیوه رفتار والدین شواهد پژوهشی هم به دست آمده است. بر اساس پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، اضطراب کودک را میتوان با حمایت از والدین نیز کاهش داد، حتی اگر خود کودک درمان نگیرد. پژوهشگران روشهایی را امیدبخش دانستند که در آنها به والدین آموزش داده میشود رفتار خود را در برابر ترسها و رفتار اجتنابی کودک تغییر دهند.
آنچه مدرسه میتواند انجام دهد
در مدرسه هم تغییرات زیادی ممکن است که زندگی روزمره کودک مضطرب را آسانتر کند. برای نمونه میتوان روز مدرسه را کوتاه کرد، برای کودک وقفههای اضافی در نظر گرفت یا امکان داد بخشی از روز را در گروه کوچکتری درس بخواند. آموزش ویژه و آموزش حمایتی و نیز کمک دستیار میتواند مفید باشد.
«این هم میتواند کمک کند که در مدرسه بزرگسالی باشد که کودک بتواند با او درباره حال خود و اینکه روزش چطور میگذرد حرف بزند.»
با این حال نشانهها همیشه در مدرسه دیده نمیشود و به همین دلیل معلمان گاهی تعجب میکنند که چرا کودکی که نشانهای ندارد به مدرسه نمیآید. در خانه هم پرسیده میشود چرا مدرسه کاری نمیکند در حالی که کودک حالش بد است. در بدترین حالت، این تضاد میتواند میان خانه و مدرسه اصطکاک ایجاد کند. به همین دلیل خوب است والدین با معلم تماس بگیرند و با هم فکر کنند چه میتوان کرد.
گاهی پشت اضطراب مدرسه دلیلی منطقی وجود دارد، مثلاً آزار و اذیت. اضطراب اگر طولانی شود میتواند نشانههای جسمی مانند دلدرد یا سردرد هم ایجاد کند. در آن صورت بهتر است در بهداشت مدرسه (kouluterveydenhuolto) بررسی شود که آیا علت پزشکی در کار است یا نشانهها به اضطراب ناشی از مدرسه رفتن مربوط میشود.
کودکان دارای ویژگیهای نوروسایکیاتریک
وضعیت به ندرت کاملاً ناامیدکننده است. اما دشواریها بهویژه زمانی پدید میآید که کودک ویژگیهای نوروسایکیاتریک (neuropsykiatriset erityispiirteet)، یعنی تفاوتهای رشد عصبی مانند اوتیسم، داشته باشد.
ریهونن بسیاری از کودکان طیف عصبی و اوتیستیک را درمان میکند که برای آنها یک روز عادی مدرسه میتواند بیش از حد سنگین باشد. بخشی از این کودکان فقط چند ساعت میتوانند در مدرسه بمانند و پس از آن حضور در باشگاه بعدازظهر برایشان ممکن نیست.
به گفته او نظام کنونی مدرسه چندان انعطافپذیر نیست. اگر به جای روز کوتاهشده مدرسه فعالیت دیگری در دسترس نباشد، کودک ممکن است مثلاً برای بازیهای دیجیتال در خانه بماند. اگر کودک حمایت کافی برای مدرسه رفتن نگیرد، وضعیت میتواند به بنبستی سخت برسد.
«بهویژه برای چنین کودکانی با ویژگیهای عصبی ویژه، دلشوره یا اضطراب بهآسانی انباشته میشود. بازگرداندن آنها به مدرسه اغلب کار بسیار بزرگ و کمک چندتخصصی میطلبد.»
چرا مدرسه مهم است
ریهونن بر اهمیت مدرسه برای بهزیستی کودک تأکید میکند. مدرسه به زندگی روزمره ریتم، یادگیری و روابط اجتماعی میدهد و کودک در آنجا مهارتهایی را تمرین میکند که یادگیریشان بهتنهایی در خانه دشوار است.
همه میدانند بهتر است کودک حتی یک ساعت در مدرسه باشد تا اینکه کلاً غایب باشد. کودکانی که کاملاً در خانه میمانند، گروهی ندارند که در آن مثلاً بیان نظر را یاد بگیرند.ریکا ریهونن
به گفته او موقعیتهایی که اصلاً نتوان از کودک مدرسه رفتن خواست بسیار نادر است. او یادآوری میکند که حتی بیشتر کودکانی که در بخش بستری روانپزشکی هستند به مدرسه میروند.
ریهونن میگوید زمانی کمک لازم است که توان عملکرد کودک چنان کاهش یابد که دیگر نتواند به مدرسه برود، فعالیت فوقبرنامه داشته باشد یا دوستانش را ببیند. در آغاز میتوان از بهداشت مدرسه مشورت گرفت و در وضعیت جدی ممکن است ارجاع پزشک به روانپزشکی کودک لازم شود.
بخشی از کودکانی که از مدرسه رفتن مضطرباند ممکن است زمینههایی مانند اوتیسم یا مشکلات سلامت روان داشته باشند. با این حال به باور ریهونن نخست باید اضطراب درمان شود و سپس دقیقتر بررسی شود که چه چیزی پشت نشانهها است.
نقش کرونا و روزمرگی خانواده
به گفته ریهونن اجتناب از مدرسه در سالهای اخیر رایجتر شده و یکی از دلایل آن را همهگیری کرونا میداند.
«کرونا رفتار اجتنابی را ممکن کرد. این هم رایجتر شده که بتوان کلاسها را از راه دور گذراند.»
به گفته او در پسزمینه، ناخوشی گستردهتر کودکان و نوجوانان هم وجود دارد. هرچند بیشتر نوجوانان فنلاندی حال خوبی دارند، برای بخشی از آنها مشکلات گوناگون روی هم انباشته میشود.
«خیلی عجیب است که امروز چه تعداد زیادی از نوجوانان مضطرباند.»
ریهونن یادآوری میکند که روالهای معمول زندگی روزمره هم برای بهزیستی کودک اهمیت زیادی دارد. خواب کافی، غذا خوردن منظم و وقت گذراندن با هم از سلامت روان پشتیبانی میکند. خانواده لازم نیست کار گران یا ویژهای پیدا کند: میتوان با هم به پارک، حیاط یا کتابخانه رفت. زندگی روزمره مدرسه هم باید برای کودک معنادار، حمایتگر و امن باشد.
«در واقع قطعههای سلامت روان همینها است.»





































