ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
The one
یه بار یکی از دوستام که خیلی به زبان عربی علاقه داره داشت با هام چت می کرد که یهو یه دوست قدیمیش که عربی اونهم فول بود ،( آخه ساکن یه کشور عربی بود) آن میشه. این دوستمم برام تعریف می کنه که این یارو خیلی ادم خوب و با فرهنگیه و خیلی بهش ارادت داره و خیلی وقته ندیدتش منم گفتم خوب میخوای بهت یه اصطلاح خیلی قشنگ یاد بدم که خوشش بیاد اونم گفت آره و خلاصه منم گفتم بهش بگو اشلونک اگرع. پرسید یعنی چی ؟ منم گفتم یعنی چطوری عزیزم.
دیگه دوستمم ذوق کرد. البته معنیش می شد چطوری کچل ولی اصلا فکر نمی کردم حرفمو جدی بگیره و به اون یارو این حرفو بزنه.
حالا چند وقت پیش دوبار همین دوستم داشت یه خاطره تعریف می کرد برگشت گفت این خاطره از همون اگرعه.. دیگه اسمشو گذاشتیم اگرع
نخبه
یادم باشه بعدا استفاده کنم
ما همه پستها رو دقیق میخونیم
gilas
وای عاشق ابنطور اذیت کردنام
نخبه
من یه بار تو پیش دانشگاهی این کارو با یکی کردم کل کلاس فهمیدن دارم سر به سر دختره میزارم باهام هماهنگ شدن هیچ کی لو نداد معنی اون چیزی که من گفتم چی میشه
نخبه
ااااااااااا یه لحظه فکر کردم این پست مامان مریمه.. تعجب کردم اینهمه شیطنت
gilas
بگو چی گفتی
نخبه
بعدا تو یاهو بهت میگم خیلی بی حیاتیه
The one
آره روح منم تا یه مدت خیلی شاد بود
maryamlondon1
شیرین جون من بدتر از اینها دارم منتها کمی بی حیاتیه
ژنرال
البته سوتی من نسیت اما باحاله
راس میگیا
یادم نبود...
امتحانات اخرین ترم هم بود...
استاد موذن
اتفاقا استاد فوق العاده ای بود.
چند تا درسی که با این استاد داشتیم واقعا عالی بود و راحت هم پاس کردیم
چه تقلبایی وَکَردیم
اون که منگلم سه-هیچ برده بود
اسمشم خبات بود!
ما که نفهمیدیم این چه اسمیه
نخبه
د بیا هیچ کی حیات نداره
Kishe Mehr
اره راست میگه قبلا به منم تعریف کرده بود خیلی باحال بود اینقده خندیدیم
حالا بذار منم از یکی از بچه ها نقل کنم و برم بخوابم...
دوستم میگفت یه جایی کار میکردیم و اونجا چون جای فنی بود و دستگاه های خارجی داشت ، افرادی رو از اون کشور می فرستادن که بیاد ایران واسه تعمیر و این چیزا... میگفت یه بار یکی از این خارجی ها به یکی از بچه ها که خیلی شیطون بود گفت که چندتا کلمه فارسی ادم بدین.. اونم چندتا یاد میده لابلای اینا یکی دو تا هم کلمه ی بد یادش میده... مثلا یه کلمه ای یادش میده میگه این یعنی خیلی عزیز ... خلاصه یه روز رئیس ایستگاه و معاون و.. داشتن می اومدن اون خارجیه هم تا رئیس رو می بینه خب نمیدونسته معنی اون کلمه چی میشه با کلی ذوق و شوق میگه سالام مهندس مادر قح...ه
The one
هی روتو برم من هیییی خداااا
نخبه
احیانا از بچه های سایت نیست
ژنرال
ماهی
اِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِ...گیلاسی..نمی دونستم سوتی هام اینقده خوشحالت می کنه
هااااااااااااا؟ از اون لحاظ که نه....
فعلا اهل خانواده و دوستان مستفیوض شدن حسابی...
ای وای چرا اسم اصل کاری رو جا انداختم..سوتی های تو که جای خود داشتن شیرین عسلم
نه به جون خودم دیروز خیلی خسته بودم.این سوتیه رو بخوام بگم باید عقب گرد کنم کلی توضیح بدم دیشب خیلی خسته بودم.بعدشم کسل شده بودم حوصله خنده نداشتم
نمایش یا پنهان متن
راستش اینجا یه نفر هست که مسئول گرفتن آزانس برای بچه هاست که می رن ماموریت در سطح شهر.ایشون وظیفه داره که اول چک کنه ببینه راننده داریم یا نه اگر نبود آزانس بگیره.ولی در کل همه رو اذیت می کنه و همه از دستش شاکین.من کلا آدم صبوری هستم و تا جیگرم لهِ لهِ لهِ له نشهچند وقتی بود خیلی روی اعصابم راه می رفت.هر دفعه یه اظهار نطری توی قبض آژانسا می کرد.مثلا اینکه واقعا 3500 گرفته؟
خب آدم بهش بر می خوره دیگه...پـَ نـَ پـَ نگرفته .3000 تومن گرفته خودم 500 کشیدم روش..
یا اینکه چرا دیر گفتید ماشین می خواین همین الان راننده رفت و از این جور اظهار نظرها..
و من کلا تحمل می کردم تا اینکه دیروز رفتم جایی..از اونجا زنگ زدم برام راننده بفرسته...خلاصه می کنم.نه فرستاد و نه زنگ زد که راننده نیست یا هست و من بلا تکلیف مونده بودم.دوباره زنگ زدم نگهبان گفت : دو تا از راننده ها بیرون شهرن، یکیشونم فلان جاست اون یکی هم رفته بانک بیاد می فرستمش..عصبانی شدمو گفتم عوضی فکر کرده من علافم وایستم تا خدا می دونه این کی از بانک بیاد.. ..بعدش تندی زنگ زدم آژانس و باآژانس برگشتم.توی این فاصله اون هم راننده رو فرستاده بود .راننده هم گیج شده بود و اینور و اونور دنبال من می گشته.بعد که اومدم منو توی راهرو دید با نیش باز و خیلی خوشحال گفت : راننده اومد خدمتتون؟
ولی به جون خودم من اقبال دروغ گفتن ندارم.خدا یه بارم بهم رحم نکرده ...همون آن ضایع م می کنه
بعدش که مشخص شد من تقصیری نداشتم و مدیر عامل بهش گفته بود نباید بچه ها بیشتر از یه ربع بیست دقیقه منتظر باشن دیگه خودشو جمع و جور کرد.
نمایش یا پنهان متن
اوووف انگشتم درد گرفتنخبه
خانمها هم که کم نمیارن
نخبه
SaMaN TaJ
داستانش معمولیه،حوصله تعریف کردن ندارم
نخبه
این مدل سوتیها تخصص خواهرمه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→