₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 ... 12 13 14 15 16 17 18 ... 35 36


@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

16191 بازدید، 710 پست، نویسنده: نخبه

  • The one

    من یه خاطره از یه نفر دارم البته قبلا گفتم ولی چون خنده داره بازم میگم.

    یه بار یکی از دوستام که خیلی به زبان عربی علاقه داره داشت با هام چت می کرد که یهو یه دوست قدیمیش که عربی اونهم فول بود ،( آخه ساکن یه کشور عربی بود) آن میشه. این دوستمم برام تعریف می کنه که این یارو خیلی ادم خوب و با فرهنگیه و خیلی بهش ارادت داره و خیلی وقته ندیدتش منم گفتم خوب میخوای بهت یه اصطلاح خیلی قشنگ یاد بدم که خوشش بیاد اونم گفت آره و خلاصه منم گفتم بهش بگو اشلونک اگرع. پرسید یعنی چی ؟ منم گفتم یعنی چطوری عزیزم. :23:
    دیگه دوستمم ذوق کرد. البته معنیش می شد چطوری کچل ولی اصلا فکر نمی کردم حرفمو جدی بگیره و به اون یارو این حرفو بزنه. :23: بعد یه مدت که دوباره باهم حرفیدیم پرسیدم از اون دوستت چه خبر. بهش اون حرفو زدی؟ گفت آره واییی دیگه من ترکیدم از خنده گفتم چی گفت گفت هیچی ولی مثل اینکه خوشش نیومد. معنیشو که بهش گفتم دوست داشت خفم کنه. فکر کن ادم بره به یه دوست محترم که خیلی وقته ندیده بگه چطوری کچلللل :23: :23:
    حالا چند وقت پیش دوبار همین دوستم داشت یه خاطره تعریف می کرد برگشت گفت این خاطره از همون اگرعه.. دیگه اسمشو گذاشتیم اگرع :23:


  • نخبه

    نقل قول: The one
    حالا چند وقت پیش دوبار همین دوستم داشت یه خاطره تعریف می کرد برگشت گفت این خاطره از همون اگرعه.. دیگه اسمشو گذاشتیم اگرع :23:

    یادم باشه بعدا استفاده کنم:4: :23:

    نقل قول: حورا
    میگما پستهای منو دقیق میخونینا .تا میام تصحیحش کنم میبینم نقل قول شده :56:

    ما همه پستها رو دقیق میخونیم :86: امون نمیدیم طرف جم بخوره سریع نقل قول میکنیم :23:


  • gilas

    نقل قول: The one
    دیگه دوستمم ذوق کرد. البته معنیش می شد چطوری کچل

    وای عاشق ابنطور اذیت کردنام :23: آی حال میده روح و روانت شاد میشه :23: :23:


  • نخبه

    نقل قول: gilas
    وای عاشق ابنطور اذیت کردنام :23: آی حال میده روح و روانت شاد میشه :23:

    من یه بار تو پیش دانشگاهی این کارو با یکی کردم کل کلاس فهمیدن دارم سر به سر دختره میزارم باهام هماهنگ شدن هیچ کی لو نداد معنی اون چیزی که من گفتم چی میشه :9: یک هته دختره رو سر کار گذاشته بودم .. اخر سر از بچه های یه کلاس دیگه پرسیده بود اومد گفت خیلی نامردی این چیه گفتی چرا دستم انداختین ؟ منم گفتم خب تقصیر خودته اینقدر ساده ای :56: (خنگ).. خب مگه تو مارک روی بیسکوئیت رو نمیدیدی که پرسیدی اسمش چیه بعد هم که من اون کلمه رو گفتم باز نفهمیدی و یه نگاه به قوطی بیسکوئیت نکردی :19: فکر کن بیسکوئیت گرجی و همه از قیافش میشناسن این نه از قیافش فهمید نه از اسم روش منم یه چیزی خیلی زشت گفتم اسمش رو :23: اینم هی تکرار میکرد میگفت خیلی خوشمزس:23:


  • نخبه

    نقل قول: The one
    من یه خاطره از یه نفر دارم البته قبلا گفتم ولی چون خنده داره بازم میگم.

    ااااااااااا یه لحظه فکر کردم این پست مامان مریمه.. تعجب کردم اینهمه شیطنت:23:


  • gilas

    نقل قول: نخبه
    روش منم یه چیزی خیلی زشت گفتم اسمش رو

    بگو چی گفتی :93: بگو دیگه :93:


  • نخبه

    نقل قول: gilas
    بگو چی گفتی :93: بگو دیگه :93:

    بعدا تو یاهو بهت میگم خیلی بی حیاتیه :9:


  • The one

    نقل قول: gilas
    وای عاشق ابنطور اذیت کردنام آی حال میده روح و روانت شاد میشه

    آره روح منم تا یه مدت خیلی شاد بود :24: مخصوصا اگه بدونید کیو اذیت کرده بودم :23:


    نقل قول: نخبه
    ااااااااااا یه لحظه فکر کردم این پست مامان مریمه.. تعجب کردم اینهمه شیطنت

    :23: بیچاره مریم :83:


  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه
    ا یه لحظه فکر کردم این پست مامان مریمه.. تعجب کردم اینهمه شیطنت

    شیرین جون من بدتر از اینها دارم منتها کمی بی حیاتیه :9:
    نقل قول: The one
    بیچاره مریم

    :79: :11:


  • ژنرال

    نقل قول: gilas
    اون که ببببببببببببببلللللللللللللللللللللللللللللللللههههههههههههههههههه :4: گل سر سبد همه دانشگاه بودیم :65:

    :4: :65:

    نقل قول: gilas
    آقا یه خاطره از دانشگاه :4:
    البته سوتی من نسیت اما باحاله :23:

    راس میگیا :83:
    یادم نبود...
    امتحانات اخرین ترم هم بود...
    استاد موذن :4:

    نقل قول: نخبه
    :23:چه استاد گیجی چشمش شیرینا رو ندید واقعا؟

    اتفاقا استاد فوق العاده ای بود.427
    چند تا درسی که با این استاد داشتیم واقعا عالی بود و راحت هم پاس کردیم 427

    نقل قول: gilas
    ( آمیرزا همیشه جاش ردیف پشت سر من بود :4: )

    چه تقلبایی وَکَردیم :74:

    نقل قول: gilas
    منگل می خوای استاد تجارت الکترونیک :23: :23:

    اون که منگلم سه-هیچ برده بود :4:
    اسمشم خبات بود!
    ما که نفهمیدیم این چه اسمیه :34:


  • نخبه

    نقل قول: maryamlondon1
    شیرین جون من بدتر از اینها دارم منتها کمی بی حیاتیه

    د بیا هیچ کی حیات نداره:23:


  • Kishe Mehr

    نقل قول: The one
    آره روح منم تا یه مدت خیلی شاد بود :24: مخصوصا اگه بدونید کیو اذیت کرده بودم :23:

    اره راست میگه قبلا به منم تعریف کرده بود خیلی باحال بود اینقده خندیدیم :23:


    حالا بذار منم از یکی از بچه ها نقل کنم و برم بخوابم...

    دوستم میگفت یه جایی کار میکردیم و اونجا چون جای فنی بود و دستگاه های خارجی داشت ، افرادی رو از اون کشور می فرستادن که بیاد ایران واسه تعمیر و این چیزا... میگفت یه بار یکی از این خارجی ها به یکی از بچه ها که خیلی شیطون بود گفت که چندتا کلمه فارسی ادم بدین.. اونم چندتا یاد میده لابلای اینا یکی دو تا هم کلمه ی بد یادش میده... مثلا یه کلمه ای یادش میده میگه این یعنی خیلی عزیز ... خلاصه یه روز رئیس ایستگاه و معاون و.. داشتن می اومدن اون خارجیه هم تا رئیس رو می بینه خب نمیدونسته معنی اون کلمه چی میشه با کلی ذوق و شوق میگه سالام مهندس مادر قح...ه :23:


  • The one

    نقل قول: Kishe Mehr
    اره راست میگه قبلا به منم تعریف کرده بود خیلی باحال بود اینقده خندیدیم

    هی روتو برم من هیییی خداااا :23: آخه به چه گناهیی منو گرفتار این سنگ پا کردی :23:


  • نخبه

    نقل قول: Kishe Mehr
    حالا بذار منم از یکی از بچه ها نقل کنم

    احیانا از بچه های سایت نیست:23:


  • ماهی

    نقل قول: gilas
    آخ جون سوتی ماهی قرمز

    اِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِ...گیلاسی..نمی دونستم سوتی هام اینقده خوشحالت می کنه :23:
    نقل قول: Kishe Mehr
    :9: چشم :5:

    هااااااااااااا؟ از اون لحاظ که نه....451از این لحاظ :4:
    نقل قول: Kishe Mehr
    میگم سوتی های پسرتونو توی یه کتابی منتشر بکنید تا همه مستفیوض بشن

    فعلا اهل خانواده و دوستان مستفیوض شدن حسابی... :83: ولی چند تاییش که مدارک و مستندات داشته نگهداشتم یه روزی به بچش نشون بدم.واااای قربون بچش :6:
    نقل قول: نخبه
    منم که کشکم :4:

    ای وای چرا اسم اصل کاری رو جا انداختم..سوتی های تو که جای خود داشتن شیرین عسلم :23:
    نقل قول: نخبه
    سرکاریه :20:

    نه به جون خودم دیروز خیلی خسته بودم.این سوتیه رو بخوام بگم باید عقب گرد کنم کلی توضیح بدم دیشب خیلی خسته بودم.بعدشم کسل شده بودم حوصله خنده نداشتم :2:
    نمایش یا پنهان متنراستش اینجا یه نفر هست که مسئول گرفتن آزانس برای بچه هاست که می رن ماموریت در سطح شهر.ایشون وظیفه داره که اول چک کنه ببینه راننده داریم یا نه اگر نبود آزانس بگیره.ولی در کل همه رو اذیت می کنه و همه از دستش شاکین.من کلا آدم صبوری هستم و تا جیگرم لهِ لهِ لهِ له نشه :2: صدام در نمی آد ولی وقتی هم در می آد طرفو ناک اوت می کنم :4:

    چند وقتی بود خیلی روی اعصابم راه می رفت.هر دفعه یه اظهار نطری توی قبض آژانسا می کرد.مثلا اینکه واقعا 3500 گرفته؟
    خب آدم بهش بر می خوره دیگه...پـَ نـَ پـَ نگرفته .3000 تومن گرفته خودم 500 کشیدم روش.. 242
    یا اینکه چرا دیر گفتید ماشین می خواین همین الان راننده رفت و از این جور اظهار نظرها..
    و من کلا تحمل می کردم تا اینکه دیروز رفتم جایی..از اونجا زنگ زدم برام راننده بفرسته...خلاصه می کنم.نه فرستاد و نه زنگ زد که راننده نیست یا هست و من بلا تکلیف مونده بودم.دوباره زنگ زدم نگهبان گفت : دو تا از راننده ها بیرون شهرن، یکیشونم فلان جاست اون یکی هم رفته بانک بیاد می فرستمش..عصبانی شدمو گفتم عوضی فکر کرده من علافم وایستم تا خدا می دونه این کی از بانک بیاد.. ..بعدش تندی زنگ زدم آژانس و باآژانس برگشتم.توی این فاصله اون هم راننده رو فرستاده بود .راننده هم گیج شده بود و اینور و اونور دنبال من می گشته.بعد که اومدم منو توی راهرو دید با نیش باز و خیلی خوشحال گفت : راننده اومد خدمتتون؟245 گفتم نه خیر...بنده با آژانس اومدم .همون موقع شانس گند من مدیر عامل هم اومد و شاهد صحبت ما شد.خلاصه یکی اون بگو یکی من...گفتم مگه من بیکارم 60 بار زنگ بزنم.شما موظفی زنگ بزنی به من بگی وایستم یا نه ...بحث به جایی رسید که گفتم اصلا من موبایلم همرام نبود.هی نگهبانی اونجا شماره برام می گرفت.یه سکوت چند ثانیه ای ایجاد شد .همون لحظه موبایل لعنتیم زنگ خورد :23: ولی زود جمع و جورش کردم.گفتم..مثال می گم خدمتتون.گیریم من موبایلم همرام نبود :4:
    :23: :23: :23:
    ولی به جون خودم من اقبال دروغ گفتن ندارم.خدا یه بارم بهم رحم نکرده ...همون آن ضایع م می کنه :4:
    بعدش که مشخص شد من تقصیری نداشتم و مدیر عامل بهش گفته بود نباید بچه ها بیشتر از یه ربع بیست دقیقه منتظر باشن دیگه خودشو جمع و جور کرد. :5:
    نمایش یا پنهان متناوووف انگشتم درد گرفت :34:


  • نخبه

    نقل قول: ماهی
    .همون لحظه موبایل لعنتیم زنگ خورد :23: ولی زود جمع و جورش کردم.گفتم..مثال می گم خدمتتون.گیریم من موبایلم همرام نبود :4:

    خانمها هم که کم نمیارن:23:اصلا چه معنی داره ادم به مرد نامحرم بگه موبایل داره:4:


  • نخبه

    نقل قول: ماهی
    ای وای چرا اسم اصل کاری رو جا انداختم..سوتی های تو که جای خود داشتن شیرین عسلم :23:

    :9:


  • SaMaN TaJ

    یه بار خواستم بگم هسته زردآلو،گفتم زرده هستالو......... :4:
    داستانش معمولیه،حوصله تعریف کردن ندارم :35:


  • نخبه

    نقل قول: SaMaN TaJ
    یه بار خواستم بگم هسته زردآلو،گفتم زرده هستالو......... :4:

    این مدل سوتیها تخصص خواهرمه:23:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: