₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 ... 20 21 22 23 24 25 26 ... 35 36


@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

16191 بازدید، 710 پست، نویسنده: نخبه

  • gilas

    نقل قول: هاچو هاچو
    تا تَ تو..... ولی میبینه کسی تکرار نمیکنه دوباره میگه تا تَ تو................و یکدفعه همه منفجر میشن

    خوووووووووووووووب دیگه چیا تمرین میکنین :23: :23:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: gilas
    خوووووووووووووووب دیگه چیا تمرین میکنین :23: :23:

    بقیشو دیگه نمیشه اینجا گفت :4: خواستی آدرس میدم خودت بیا ببین :86: ولی خب مربوط میشه به همون سوتی که گفتم بیتربیت 848


  • gilas

    نقل قول: هاچو هاچو
    خواستی آدرس میدم خودت بیا ببین

    خوب بده :4:
    آدرسو میگم بی حیات :45:

    نمایش یا پنهان متن:4:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: gilas
    خوب بده :4:
    آدرسو نمیگم بی حیات :11:

    دست شما درد نکنه :43: دارم برات :86:


  • Kishe Mehr

    نقل قول: gilas
    خوب بده :4:

    بچه از دست رفت :23:
    شیرین :45: با این تاپیک زدنت همه رو بی حیاط و بی سالن و بی اتاق و کلا بی خانمان کردی رفت :23:


  • carlos

    بالاخره وقت کردم تونستم بخونم 10 صفحه اول رو :93:
    خداییش سوتی های بعضیاتون خیلی باحال بودددددددددددددددد :110:
    مثبت طلبتون :39:


  • نخبه

    نقل قول: carlos
    خداییش سوتی های بعضیاتون خیلی باحال بودددددددددددددددد :110:

    یعنی تو تا حالا سوتی ندادی؟
    از صفحه 10 به بعد سوتیها بی حیاتی میشن :9:


  • carlos

    نقل قول: نخبه
    از صفحه 10 به بعد سوتیها بی حیاتی میشن :9:

    یعنی صحنه داره ؟:4:پس محبورم امشب تمومش کنم :9:
    نقل قول: نخبه
    یعنی تو تا حالا سوتی ندادی؟

    چرا . حالا بذا شب مال بچه ها رو بخونم ببینم در چه حدیه :83:


  • نخبه

    نقل قول: carlos
    چرا . حالا بذا شب مال بچه ها رو بخونم ببینم در چه حدیه :83:

    این صفحه های اخر در حد تیم ملیه:23:

    نقل قول: carlos
    یعنی صحنه داره ؟:4:پس محبورم امشب تمومش کنم :9:

    اره بدون سانسور :86:


  • علیرضا

    با سلام به سوتی دهندگان عزیز...
    چند بار خیز برداشتم که این تاپیک رو تا آخر بخونم و بعدش چیزی بنویسم ولی نتونستم.. اونقد که ماشالاه سریع پیش میره و هی به آخرش اضافه میشه..

    سوتی های همه در صفحات اول واقعا جالب و خنده دار بود.... البته همش بامزه بود ولی اونایی که بیشتر تو ذهنم موند مربوط به دیااکو بود (سوراخ کوچک !!!) :23:
    و راه افتادن دنبال عکاس و رفتن به طبقه بالا توسط The one :83:
    بقیه هم همشون بامزه بودن خدایی.. حالا نمی تونم همه رو یکی یکی اشاره کنم و آیکون خنده بزنم :23:
    دستتون درد نکنه به خاطر تعریف کردنشون :78:

    منم سوتی زیاد دادم ولی خوب حضور ذهن میخواد به یاد آوریشون

    • اینو همیشه یادمه.. سال چهارم دبیرستان بودم میخواستم خواهرزاده مو که کلاس اول بود برسونم مدرسه. مدرسه شون چسبیده بود به دبیرستان دخترانه !
      زمستون بود و زمینا یخ زده بودند. این پسره هم یه کیف سامسونت گیر داده بود براش بخرن که خودش سوژه ای بود برای خندیدن اگه مثلا من دستم میگرفتم اونو.
      کیف رو ما دستمون گرفتیم تا آرش خان خسته نشن تو راه مدرسه.. (معمولش هم این بود که بزرگتر کیف بچه رو دستش میگرفت)
      خلاصه قدمهای ما با نزدیک شدن خیل عظیمی از دخترها سست شد و نمی دونم چی شد که تو یک لحظه دو تا پام همزمان لیز خورد و تا بالاترین حد ممکن بالا رفت و من به طرز مسخره ای با پشت به زمین خوردم..
      و بقیه راه رو سینه خیز رفتم :83:

    • یکی دیگه هم مربوط به دوستمه که رفت تو دفتر مدرسه و سینه شو صاف کرد و گفت.. ببخشید من یک امری داشتم :83:

    • یکی هم مربوط به خودمه که تو همون دوران مدرسه یه خاطره تعریف می کردم واسه یکی از دوستام. بعد وسطش گفت اینو که خودم برات تعریف کرده بودم!!! :83:

    • یه بار هم که خیلی بچه بودم یادمه از یه جایی داشتیم رد میشدیم با ماشین. بعد به مامانم گفتم.. آِِِِِ.... من اینجا رو تو خواب دیدممممممممم... مامانم گفت تو خواب ندیدی دیشب از اینجا رد شدیم (سربالایی روبروی فرهنگسرای نیاوران.. چراغهای مخصوصی که اون موقع به خاطر یه مناسبت خاصی گذاشته بودند اونجا)...

      فعلا دیگه چیزی یادم نمیاد بعدا بازم میام میگم اگه یادم افتاد...


  • هاچو هاچو

    نقل قول: علیرضا
    یکی هم مربوط به خودمه که تو همون دوران مدرسه یه خاطره تعریف می کردم واسه یکی از دوستام. بعد وسطش گفت اینو که خودم برات تعریف کرده بودم!!! :83:

    :23: این نوع سوتی ها خیلی خجالت آوره 806 :50: :23:
    نقل قول: علیرضا
    یه بار هم که خیلی بچه بودم یادمه از یه جایی داشتیم رد میشدیم با ماشین. بعد به مامانم گفتم.. آِِِِِ.... من اینجا رو تو خواب دیدممممممممم... مامانم گفت تو خواب ندیدی دیشب از اینجا رد شدیم (سربالایی روبروی فرهنگسرای نیاوران.. چراغهای مخصوصی که اون موقع به خاطر یه مناسبت خاصی گذاشته بودند اونجا)...

    :83:


  • The one

    علیرضا,
    مرسي عليرضا جان سوتيهاي شما هم بامزه بودند :4:


  • نخبه

    نقل قول: علیرضا
    یکی دیگه هم مربوط به دوستمه که رفت تو دفتر مدرسه و سینه شو صاف کرد و گفت.. ببخشید من یک امری داشتم

    وای این یکی خیلی باحال بود:23:چند وقت پیش بابام داشت سوتی یکی از نزدیکان رو تعریف میکرد که البته سنی نداره بنده خدا همش 25 سالشه:23: بابا میگفت داشتم بهش میگفتم کم پیدا شدین چرا منزل ما تشریف نمیارین یهو این دخمله رو هم جو گرفته گفته ببخشید کم لطف شدیم دیگه:23:وای بابام تعریف میکرد هم میخندید هم میگفت یعنی خودش معنی حرفشو نفهمید:23:


  • ژنرال

    نقل قول: علیرضا
    یکی هم مربوط به خودمه که تو همون دوران مدرسه یه خاطره تعریف می کردم واسه یکی از دوستام. بعد وسطش گفت اینو که خودم برات تعریف کرده بودم!!! :83:

    اینو که من خودمم یه بار برات تعریف کرده بودم :83:

    راستی من الان Gabriel هستما :9:


    نخبه,
    آدم برای باباش هر چیزی رو اس-ام-اس نمیکنه :4:


  • نخبه

    نقل قول: میرزا
    آدم برای باباش هر چیزی رو اس-ام-اس نمیکنه


    کوفته همش تقصیر تو بود :94:

    نقل قول: میرزا
    اینو که من خودمم یه بار برات تعریف کرده بودم :83:

    دوست گوگل منم همینطوره یه چیزی تعریف میکنه بهش میگی اینو که من خودم بهت گفتم اونقدر داستان به هم میبافه که بگه از تو نشنیدم:23: سوژه ای واسه خودش.. خدایا این سوژه ها رو از ما نگیر:4:


  • ژنرال

    نقل قول: نخبه
    دوست گوگل منم همینطوره یه چیزی تعریف میکنه بهش میگی اینو که من خودم بهت گفتم اونقدر داستان به هم میبافه که بگه از تو نشنیدم:23: سوژه ای واسه خودش.. خدایا این سوژه ها رو از ما نگیر:4:

    دوستاتم مثل خودت یه جوری هستن ! :4: :4: :4:

    نقل قول: نخبه
    کوفته همش تقصیر تو بود :94:

    به من چه :86: خودت عاشقی حواست نیس ! صبح تا شب فکر و ذکرت اینه ---> :98:

    :4: :4: :4:


  • نخبه

    نقل قول: میرزا
    دوستاتم مثل خودت یه جوری هستن !

    از تو که بهتر تریم:4:
    میخام دوستمو با این اقای گوگل بوت اشنا کنم با هم علوسی بشن:23: شاید سر به راه شد:23:

    نقل قول: میرزا
    به من چه :86: خودت عاشقی حواست نیس ! صبح تا شب فکر و ذکرت اینه --->

    منبع جکهای ترکی رو باید منفجر کنم که دیگه از اون شعرها برام نفرستن که اولش خوبه بعد یهو بیت اخر ابروی ادمو میبره 314


  • gilas

    اومدم هوا خوری 312

  • ژنرال

    نقل قول: gilas
    اومدم هوا خوری 312


    برو اونور نوبت منه :4:

    312


  • gilas

    نقل قول: میرزا
    برو اونور نوبت منه

    مال خودمه 804

    312

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: