ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
نخبه
یه لحظه فکر کردم جای اون مریضه هستم
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
ما هم قرص درست میکنیم البته برای اسپکتروسکوپیچکاوک
میام بعدن سوتیهامو میگم من که تمام زندگیم پور بوده از سوتی
The one
The one
نه بابا کسی نمیخوره که اونا رو مگه از جونشون سیر شدن!! فقط واسه ی پیشرفت ما خنگولها میگن قرص بپزیم
وا ی من پایان نامم نصفش در مورد اسپکتروسکوپی بود پدرم در اومد
نخبه
میام بعدن سوتیهامو میگم من که تمام زندگیم پور بوده از سوتی
به به ترگل جون کم پیدائی دلم منم تنگ شده بود
منتظر سوتی های جالب شما هستیم
هاچو هاچو
The one
راستی من یه سوتی از مجی دارم خودش میاد تعریف میکنه
نخبه
سوتیهای بی حیاتی
levrone
بابامم گفت: تو غلط مُکُنی!
حیثتمون جلو داداشو ماداشو زن داداشو اینا رفت!
نخبه
مجی فعلا تو کفه خودت تعریف کن
carlos
چَن وَخ پیش (چند وقت پیش ) اشتباهی به جای سمنو حنا خوردم . رفیقم میگه حالت بده؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تو روده ام حنا بندونه تو معده ام بله برون!
آها ببخشین این SMS بود . یه لحظه فکر کردم باید اس ام اس تعریف کنیم
نمایش یا پنهان متن
هاچو هاچو
فرو گذار که نمیکنم ولی برعکسشو چرا
ولی در کل آزمایشگاه هم عالمی داره برا خودش
اینو گفتم که شما هم روتون باز بشه
[
نمایش یا پنهان متن
b]من برم فعلا آخرنخبه
حتما عروسی هم یه جای دیگه بود
نخبه
حیثتمون جلو داداشو ماداشو زن داداشو اینا رفت!
carlos
حتما عروسی هم یه جای دیگه بود
آره تو کو......مم عروسی بــــــــــــــود
نخبه
اره جان خودت
خب سوتی ندادی یعنی خاطره خنده دار دو رو برت اتفاق نمیافته
نخبه
اره خبر داشتیم رو کارت عروسی نوشته بود مکان عروسی کجاست
بچه مثبت
یه سوتی از دوران کودکی یادمه از نوع خاک بر سری.
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
SaMaN TaJ
رفته بودم عروسی داداش یکی از دوستام...چندتا از بچه ها هم بودن،دور یه میز نشسته بودیم و یه مسخره بازی در میاوردیم و میخندیدیم
میز جلومون 4 5 تا دختر سانتی مانتال هم نشسته بودن و تابلو بود که کم و بیش حواسشون به حرفای ما هم هست
یه جا که میخواستم یه حرفی بزنم که مثبت هجده بود
گفتم مرد حسابی خب زودتر میگفتی،شاید تا الان همش چرت و پرت میگفتیم
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→