₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
1 2 3 4 5 6 7 8 ... 35 36

بدون عکس

@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

16191 بازدید، 710 پست، نویسنده: نخبه

  • نخبه

    نقل قول: The one
    خیلی وقتمونو هدر دادیم که روکش درستو انتخاب کنیم که با فیزیولوژی معده و روده بخونه با خواص شیمیایی ماده ی فعالمون هم بخونه با اون یاروی مریضی هم که قرصو کوفت میکنه هم بخونه ولی نشد که نشد

    یه لحظه فکر کردم جای اون مریضه هستم:23:


  • هاچو هاچو

    The one,
    :83: وای به حال اونایی که قرصهای شما رو بخورن :4:
    نمایش یا پنهان متنما هم قرص درست میکنیم البته برای اسپکتروسکوپی :3:


  • چکاوک

    سلام شیرین عسل نازم :8: دلم واست تنگ شده بود :11:
    میام بعدن سوتیهامو میگم من که تمام زندگیم پور بوده از سوتی :83:


  • The one

    نقل قول: هاچو هاچو
    ما هم به نمره ای که تکنسین میده میگیم لب تکنیک یه بار یکی ازین دخترای تکنسین بهم این نمره رو نداد منم هر جا میرفتم میگفتم فلانی بهم لب نداده

    :23: تو هم که از هیچ موقعیتی فروگذار نمی کنی برا ی امر خیر :4:


  • The one

    نقل قول: نخبه
    یه لحظه فکر کردم جای اون مریضه هستم

    نقل قول: هاچو هاچو
    وای به حال اونایی که قرصهای شما رو بخورن

    نه بابا کسی نمیخوره که اونا رو مگه از جونشون سیر شدن!! فقط واسه ی پیشرفت ما خنگولها میگن قرص بپزیم :23:

    نقل قول: هاچو هاچو
    ما هم قرص درست میکنیم البته برای اسپکتروسکوپی

    وا ی من پایان نامم نصفش در مورد اسپکتروسکوپی بود پدرم در اومد


  • نخبه

    نقل قول: چکاوک
    سلام شیرین عسل نازم :8: دلم واست تنگ شده بود :11:
    میام بعدن سوتیهامو میگم من که تمام زندگیم پور بوده از سوتی :83:

    به به ترگل جون کم پیدائی دلم منم تنگ شده بود :8:

    منتظر سوتی های جالب شما هستیم:4:


  • هاچو هاچو

    یه بار یکی از فامیلامون که دختر بوده رفته لوازم التحریک :10: قلم نی بخره فروشنده یه قلم میده بهش،ولی سر قلم خوب تراش نخرده بوده،این دختر هم میاد بگه آقا شما خودتون سرش میکنین (یعنی تراش میکنین) میگه آقا شما خودتون سرشو میکنین ؟ :23:

  • The one

    هاچو هاچو,
    :83:

    راستی من یه سوتی از مجی دارم خودش میاد تعریف میکنه :23:


  • نخبه

    نقل قول: هاچو هاچو
    میگه آقا شما خودتون سرشو میکنین ؟ :23:

    سوتیهای بی حیاتی :23:


  • levrone

    یه سری شب با خونواده از مهمونی میومدیم من پشت فرمون بودم بابامم سمت شاگرد جلو نشسته بود. داداشمو زنش با مامانم عقب بودن. نزدیک خونه یه چراغ قرمزه. نزدیک چراغ قرمز که رسیدیم دیدم یه دفعه رنگش زرد شد منم چون حوصله نداشتم گفتم عمرا که این چراغ قرمزو وایستم!
    بابامم گفت: تو غلط مُکُنی!
    حیثتمون جلو داداشو ماداشو زن داداشو اینا رفت!


  • نخبه

    نقل قول: The one
    راستی من یه سوتی از مجی دارم خودش میاد تعریف میکنه :23:

    مجی فعلا تو کفه خودت تعریف کن:4:


  • carlos

    یادم نمیاد تا حالا سوتی داده باشم :4: :50:

    چَن وَخ پیش (چند وقت پیش ) اشتباهی به جای سمنو حنا خوردم . رفیقم میگه حالت بده؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تو روده ام حنا بندونه تو معده ام بله برون! :4::4::4::83:

    آها ببخشین این SMS بود . یه لحظه فکر کردم باید اس ام اس تعریف کنیم :9:
    نمایش یا پنهان متن:4::83::4::83::4::83::4::83::4::83::4::83::4::83::4::83:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: The one
    :23: تو هم که از هیچ موقعیتی فروگذار نمی کنی برا ی امر خیر :4:

    فرو گذار که نمیکنم ولی برعکسشو چرا :4:
    نقل قول: The one
    وا ی من پایان نامم نصفش در مورد اسپکتروسکوپی بود پدرم در اومد

    ولی در کل آزمایشگاه هم عالمی داره برا خودش :86:
    نقل قول: نخبه
    سوتیهای بی حیاتی :23:

    اینو گفتم که شما هم روتون باز بشه :4:
    [
    نمایش یا پنهان متنb]من برم فعلا آخر 351 [/b]


  • نخبه

    نقل قول: carlos
    چَن وَخ پیش (چند وقت پیش ) اشتباهی به جای سمنو حنا خوردم . رفیقم میگه حالت بده؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تو روده ام حنا بندونه تو معده ام بله برون! :4:

    حتما عروسی هم یه جای دیگه بود :4:


  • نخبه

    نقل قول: levrone
    بابامم گفت: تو غلط مُکُنی!
    حیثتمون جلو داداشو ماداشو زن داداشو اینا رفت!

    :23: امان از دست این بابای تو که رسالتش ضایع کردن توئه:23:


  • carlos

    نقل قول: carlos
    میگم پـَـ نـَـ پـَـ تو روده ام حنا بندونه تو معده ام بله برون! :4::4::4::83:

    نقل قول: نخبه

    حتما عروسی هم یه جای دیگه بود :4:

    آره تو کو......مم عروسی بــــــــــــــود
    :83: :83: :83: :83: :83: :83: :83: :83: :83: :83: :83: :83: :83:


  • نخبه

    نقل قول: carlos
    یادم نمیاد تا حالا سوتی داده باشم

    اره جان خودت :83:

    خب سوتی ندادی یعنی خاطره خنده دار دو رو برت اتفاق نمیافته :7:


  • نخبه

    نقل قول: carlos
    آره تو کو......مم عروسی بــــــــــــــود :83:

    اره خبر داشتیم رو کارت عروسی نوشته بود مکان عروسی کجاست:23:


  • بچه مثبت

    سوتی ؟ کی؟ من ؟ عمراً :50:

    یه سوتی از دوران کودکی یادمه از نوع خاک بر سری. :9:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم

  • SaMaN TaJ

    :4:
    رفته بودم عروسی داداش یکی از دوستام...چندتا از بچه ها هم بودن،دور یه میز نشسته بودیم و یه مسخره بازی در میاوردیم و میخندیدیم :4:
    میز جلومون 4 5 تا دختر سانتی مانتال هم نشسته بودن و تابلو بود که کم و بیش حواسشون به حرفای ما هم هست :4:
    یه جا که میخواستم یه حرفی بزنم که مثبت هجده بود :23: گفتم بابا اینا کی هستن،کلافه شدیم نمیشه حرف بزنیم؟ :9: هنوز حرفم تو دهنم بود و میخواستم یه چیز بدتر بگم که یکی از دوستام واسه اینکه شدیدتر نشه سریع گفت خواهرای منن :30: آقا منو میگی!!!!!100 تا رنگ عوض کردم :4:
    گفتم مرد حسابی خب زودتر میگفتی،شاید تا الان همش چرت و پرت میگفتیم :23:

    1 سپاس: jaj
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: