₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 3 4 5 6 7 8 9 ... 35 36


@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

16191 بازدید، 710 پست، نویسنده: نخبه

  • نخبه

    نقل قول: بچه مثبت
    یه سوتی از دوران کودکی یادمه از نوع خاک بر سری.

    زدی تو کار خاک بر سری تعریف کن منم یه سوتی خیلی ضایع دارم هر وقت تعریف کردین منم میگم :9: البته واسه من خاک بر سری نیست ولی خیلی ضایعس


  • نخبه

    quote=SaMaN TaJ]هنوز حرفم تو دهنم بود و میخواستم یه چیز بدتر بگم که یکی از دوستام واسه اینکه شدیدتر نشه سریع گفت خواهرای منن :30: آقا منو میگی!!!!!100 تا رنگ عوض کردم :4:[/quote]
    :23: حالا چی میگفتی؟ تعریف کن ببینیم :23:


  • SaMaN TaJ

    نقل قول: نخبه
    حالا چی میگفتی؟ تعریف کن ببینیم

    دیگه اون یادم نیس :10: اصن این دوستم سوتی گیرش زیاده :4: یه بار هم جلو خودش به باباش تیکه انداختم :23:

    تو ماشین بودیم و بعد نزدیک خونه اینا که شدیم،پارک کردیم.....بعد از چند دقیقه یه پیکان اومد و میخواست بره تو حیاط خونشون،کنار من ایستاد و چند تا بوق زد که یعنی ماشینو جابجا کن میخوام برم تو.....حالا جا هم زیاد بودا که رد شه :23: منم کلافه شدم این هی داشت بوق میزد،دستمو آوردم بالا و گفتم خب بابااااااا حالا انگار میخوای تریلی ببری تو........ :23:
    یهم دیدم دوستم سرشو کرده زیر صندلی و از زیر میگفت سامان کم گوه بخور بابامه،بابامه :23: ......
    خیلی ضایع بازی بود،خیلی......... :23:


  • نخبه

    نقل قول: Kishe Mehr
    راننده هم با خنده ی محکمی که کرد با صدای بلند گفت چی چی گویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :23:

    ای راننده مردم ازار :19:


  • EVANESCENCE

    :23: :23: :23: :23: تایپیک خیلی قشنگی بود کلی خندیدم
    سوتی زیاد دادم مخصوصا اس مس اشتباهی که بعدش کلی سرخ شدم
    ولی فعلا حضور ذهن ندارم کامل :10:
    مرسی شیرین جونم :11:


  • بچه مثبت

    توجه توجه : این سوتی از نوع خاک بر سری میباشد! افرادی که به سن بلوغ نرسیدن لطفاً نخونن 781

    نمایش یا پنهان متن :4:


    بوفی زر من یادت نره :10:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم

  • نخبه

    نقل قول: SaMaN TaJ
    منم کلافه شدم این هی داشت بوق میزد،دستمو آوردم بالا و گفتم خب بابااااااا حالا انگار میخوای تریلی ببری تو........ :23:
    یهم دیدم دوستم سرشو کرده زیر صندلی و از زیر میگفت سامان کم گوه بخور بابامه،بابامه :23: ......
    خیلی ضایع بازی بود،خیلی.........

    :23: خیلی باحال بود ترکیدم از خنده


  • نخبه

    یه سوتی دیگه یادم اومد

    چند ماه پیش عروسی یکی از اقوام پدری رفته بودم یکی از پسرای فامیل رو که خیلی وقت بود ندیده بودمش تو عروسی دیدمش خیلی پسر با نمکیه تا دیدمش رفتم جلو و بهش گفتم شما اقا ایمان هستین ؟ گفت نه من امیرم ........ فکر کردم اسکلم کرده گفتم نه تو ایمانی سر به سرم نزار
    شما که داداشی به اسم امیر ندارین .. هی اون میگفت نه من امیرم ایمان اون یکی داداشمه بعد هی میخندید منم فکر میکردم داره اذیتم میکنه اخر زدم رو شونش گفت ااااااااا اذیت نکن تو ایمانی من همتون رو خوب میشناسم:4: اونم هی لبخند میزد و باز میگفت من امیرم یهو داداشم زد بهم گفت ایمان اوناهاش چرا گیر دادی به این بدبخت:23: ایمان اون یکیه یه نگاه بهشون انداختم دیدم وای ای دل غافل اینا چقدر شبیه هم شدن .. قبلا خیلی با هم فرق داشتن تازه قبلا امیر رو تورج صدا میکردن:4:
    خیلی باحال بود بعد از عروسی داداشم و ارش هی بهم میخندیدن و ادامو در میاوردن میگفتن من همتون رو خوب میشناسم شما امیر نداشتین:23
    :


  • نخبه

    نقل قول: بچه مثبت
    . اون موقع نفهمیدم چرا ملت میخندند منم از خندشون خندم گرفته بود

    احیانا الان متوجه شدی واسه چی میخندیدن:23:
    واقعا خاطرت خاک بر سری بود :83:


  • Kishe Mehr

    [/b]
    نقل قول: The one
    راستی من یه سوتی از مجی دارم خودش میاد تعریف میکنه

    :37: نمنه؟ چه سوتی؟ :50:


  • نخبه

    نقل قول: Kishe Mehr
    یه بار رفته بودم سوپر مارکتی وسایل بخرم یارو به یه زنی میگفت چرا بدهیت رو ندادی؟ اونم هی داشت آیه قسم می آورد که اره من دادم. گفت کی دادی ؟ اونم میخواست بگه که نشون به اون نشون که وقتی آقای عزیزی ( مغازه ی بغلی ) کرکره ی مغازشو می کشید پایین پولتو دادم، داشت میگفت وقتی اقای عزیز ی می کشید پایین بهت دادم :23:

    خاطرات تو هم که همش خاک بر سریه 314 تو هم که حساس این جور چیزا رو خوب میگیری 247


  • ژنرال

    نقل قول: نخبه
    پسر داداشم بدو بدو از دور اومد دستش رو گذاشت توی دستم و همچین دوست داشتنی منو نگاه میکرد و میگفت عمهههههه خوشیلی.. به خوشگل میگه خوشیلی

    :83: خوشگلی؟ :83:

    :4: :4: :4: :4: :4: :4:


  • نخبه

    نقل قول: میرزا
    خوشگلی؟ :83:

    پ ن پ تو خوشگلی 302 خب معلومه که من خوشگلم حرف راست رو باید از دهن بچه شنید 266 245


  • arash52

    :23:

    مرسی
    کل یوم سوتی های باحالی بود
    بازم بدید و تعریف کنید

    :23:


  • ژنرال

    نقل قول: بچه مثبت
    اون موقع نفهمیدم چرا ملت میخندند منم از خندشون خندم گرفته بود :4:

    یعنی به نظرت برای چی خندیدن ؟ :4:

    ولی خودمونیم سال 66-67 اینجور سوتیا خیلی اوانگارد بوده ها :4:


  • چکاوک

    اومدم سوتی تعریف کنم :4:

    تقریبأ یک سال پیش رفته بودم داروخونۀ پدر دوستم ستایش توی نیوزیلند از این موقع یه خانوم خیلی گرد و توپل وارد مغازه شد نسخشو پیچید وقت رفتن برگشت به دوستم گفت البته به زبان اینگلیسی گفت خانوم بهری شما یه قرصی ندارین بتونه چربی های شیکم منو آب کنه ،من رو کردم به ستایش البته به فارسی گفتم که خانوم متوجه نشن من چی گفتم ،گفتم ای بابا ستایش این خانوم اگه شیکمشو بزار تو دیگ زود پزم آب نمیشه چه برسه این که قرص بخوره من میدیدم ستایش هم داره با ابرو به من اشاره میده اما متوجه نشدم منظورشو ،چشمتون روز بد نبینه یه هو خانومه شروع کرد فارسی حرف زدن وایییییی حاضر بودم همون لحظه زمین بشکافه من برم داخلش تا الانم که الانه هر قت یادم میاد از خودم شرمنده میشم :10:

    یکی دیگم هست بعدن میگم :4:


  • Kishe Mehr

    نقل قول: arash52
    مرسی
    کل یوم سوتی های باحالی بود
    بازم بدید و تعریف کنید

    اوستاد شما هم بفرمیوه خاطره تعریف بکنیوه :4:

    چکاوک,
    :23: وای چقدر خندیدم 247


  • نخبه

    نقل قول: چکاوک
    اومدم سوتی تعریف کنم :4:

    :23: وایییییییییییییییییی چه سوتی دادیا

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: