₪ انجمن بوف بوفی ₪ » صفحات شخصی کاربران » صفحه شخصی نخبه
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 ... 31 32 33 34 35 36 37 ... 98 99


صفحه شخصی نخبه

5895 بازدید، 1976 پست، نویسنده: نخبه

  • بندری

    اومدم بگم این فرشته کوچولومونو یه بوس ناز بکنین سفارشی از طرف عموش :11: خدا حفظش کنه ماشاالله :6:
    3 سپاس: نخبه، هاچو هاچو، farzane

  • نخبه

    نقل قول: بندری
    اومدم بگم این فرشته کوچولومونو یه بوس ناز بکنین سفارشی از طرف عموش خدا حفظش کنه ماشاالله

    میسی عمو بندری 282 کی میشه منم بیام صفحه شخصی شما عکسهای ایسان جون رو ببینم و بگم یه عالمه ماچش کنید از طرف من :8:

    3 سپاس: بندری، هاچو هاچو، farzane

  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه
    اینم از اتاق دنیز مامان

    شیرین جو ن این تخت نوزاده ؟ :56: تختش خیلی بزرگه تا 15 سالگیش دیگه خرج نداری :4: من سه بار تخت احسان عوض کردم :4:

    4 سپاس: بچه مثبت، هاچو هاچو، نخبه، farzane

  • هاچو هاچو

    :8: واااااااااااااااااااای :6: قربونش برم من :8:
    شیرین تو چطوری این دختره ماهو نمیخوری آخه؟ :62:

    2 سپاس: نخبه، farzane

  • نخبه

    نقل قول: maryamlondon1
    شیرین جو ن این تخت نوزاده ؟

    مامان مریم من که گفتم تخت جوان براش خریدم و یه گهواره برای نوزادیش
    اینم عکس گهواره اش روی لحافش هم اسم خود دنیز نوشته شده
    2 تصویر این بخش در دسترس نیست
    نقل قول: maryamlondon1
    تختش خیلی بزرگه تا 15 سالگیش دیگه خرج نداری من سه بار تخت احسان عوض کردم

    مامان مریم رو تخت دنیز من هم جا میشم دو متره تشکش هم از جنس خوب خریدم تا شوهر کنه میتونه روش بخوابه البته اگه با سلیقه باشه اون وقت به جای تخت براش میز توالت و کتابخونه و میز کامپیوتر این سرویس رو میخرم البته قبلش باید یه خونه بزرگتر بخریم که اینهمه وسایل توش جا بشه در حال حاضر اتاق دنیز فقط برای یکی از اون سه مورد جا داره

    نقل قول: هاچو هاچو
    شیرین تو چطوری این دختره ماهو نمیخوری آخه؟

    صبحها که از خواب پا میشه خوردنیه حسابی تا چشمش بهت می افته یه خنده تحویلت میه و بعد شروع میکنه ایخخخخخخخخخخخخا حرف زدن و دوباره خندیدن من و باباشم قربون صدقش میریم ساعت 9 تا ده صبح هم تو خونه میگردونمش که فضول خانوم دید بزنه و بازرسی کنه همه جا رو بعد هم پاهاشو میزارم رو پام و با هم تو خونه تا تی میکنیم که بتونه پاهاشو رو زمین سفت نگه داره ولی تنبلی میکنه و دو دقیقه بعد میشینه اونقده باحال میشه قیافش منم هی ماچش میکنم محکممممممممممممممممممممممممممم :11:
    هاچو یه بچه بیار خیلی خوفه:4:

    7 سپاس: حورا، maryamlondon1، هاچو هاچو، تنها، دلشاد، farzane، بندری

  • حورا

    4 سپاس: نخبه، maryamlondon1، هاچو هاچو، farzane

  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه

    مامان مریم من که گفتم تخت جوان براش خریدم و یه گهواره برای نوزادیش
    اینم عکس گهواره اش روی لحافش هم اسم خود دنیز نوشته شده

    الهی چطوری رو لحاف اسمش نوشتی ؟؟؟چه جالب :65: من برا پسر دومم که وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل شد عکسش رو لیوان وعکس خانوادگی که تو دانشگاه گرفتیم رو بالشت دادم برامون چاپ کرد ن... :1:
    نقل قول: نخبه

    مامان مریم رو تخت دنیز من هم جا میشم دو متره تشکش هم از جنس خوب خریدم تا شوهر کنه میتونه روش بخوابه

    خدا عمر طولانی و با برکت به شما وپدرش بدهد تا جهاز خوب ومد روز براش درست کنی این تخت برا بچه بعدی نگهدار :15:

    4 سپاس: نخبه، حورا، هاچو هاچو، farzane

  • نخبه

    نقل قول: maryamlondon1
    الهی چطوری رو لحاف اسمش نوشتی ؟؟؟چه جالب

    خواهرم لحاف رو براش دوخت و با چرخ خیاطی براش گلدوزی کرد اسمشو
    رو تختی که رو تختش هست هم خواهرم دوخته :9:
    نقل قول: maryamlondon1
    خدا عمر طولانی و با برکت به شما وپدرش بدهد تا جهاز خوب ومد روز براش درست کنی این تخت برا بچه بعدی نگهدار

    ممنون مامان مریم انشالله سایه شما هم بالا سر بچهات و نوه های اینده ات باشه
    مامی بچه بعدیم کجا بود :24: 1117
    خب اگه بچه بعدی پسر بود چی این سرویس دخترونس اسم سرویس هم پرنسسه:4:

    2 سپاس: maryamlondon1، farzane

  • نخبه

    - دو سه روزیه به گنجینه لغات دخترم علاوه بر کلمه آقوووووووووو، کلمه بوووووو اضافه شده که چند حباب تفی هم همراهی اش می کنن. با همین دو کلمه هم یه عالمه جمله می سازه.

    - تازه داره دستاشو کشف می کنه. به هر زحمتی هست تا جلوی صورتش بالا میاره، و یا می کنه تو چشش و با حالت خنده داری با اون یکی چشم نگاش می کنه یا می کنه تو دهنش و ملچ و مولوچ...

    - به شدت به محیط اطرافش علاقه منده و با کنجکاوی در و دیوار و تابلوها و پارچه های نقش و نگاردار مبل و تخت و خلاصه هرچی نزدیکش باشه رو از نظر می گذرونه. اونقدر این علاقه زیاده که بعضی اوقات از شدت خواب به زور چشاشو وا نگه می داره اما دست از نگاه کردن برنمی داره و سر انجام خسته میشه و میخوابه.. فکر کنم بچم فهمیده عشقی که به لوستر داره یه عشق یه طرفس اخه هر چی باهاش حرف میزنه اون جوابشو نمیده بچم افسردگی میگیره اخر از دست این لوستر نامرد:23:

    8 سپاس: بهونه، بچه مثبت، حورا، hadi04، هاچو هاچو، gilas، mz56mz، farzane

  • نخبه

    نشسته ام روی تخت، خیره در چشمان موجود کوچولوی زیبایی که شیر سحرگاهی اش را می خورد و نگاهش را کنجکاوانه از روی صورتم به لباسم و از روی سقف به هر جا که زاویه دیدش اجازه می دهد می چرخاند. نگاهمان که در هم گره می خورد عاجزانه التماسش می کنم که بخوابد. دخترم حرف گوش کن است بعد از خوردن شیر چشمانش سنگین می شود و می خوابد و من خوشحال از پیروزی به دست آمده. چند دقیقه صبر می کنم تا مطمئن شوم اشتباه نکرده ام. می گذارمش بغل دست خودم روی تخت. یاد عروسک های زمان کودکی می افتم، از همین هایی که وقتی می خواباندیم چشم هایش بسته می شد، گویی خواب است و وقتی بلند می کردیم چشم باز می کرد، عروسک من اما برعکس آن عروسک هاست. به محض خواباندن روی تخت چشم هاش باز شد. دوباره از اول... 314
    8 سپاس: بهونه، بچه مثبت، حورا، hadi04، هاچو هاچو، maryamlondon1، gilas، farzane

  • هاچو هاچو

    نقل قول: نخبه
    صبحها که از خواب پا میشه خوردنیه حسابی تا چشمش بهت می افته یه خنده تحویلت میه و بعد شروع میکنه ایخخخخخخخخخخخخا حرف زدن و دوباره خندیدن من و باباشم قربون صدقش میریم ساعت 9 تا ده صبح هم تو خونه میگردونمش که فضول خانوم دید بزنه و بازرسی کنه همه جا رو بعد هم پاهاشو میزارم رو پام و با هم تو خونه تا تی میکنیم که بتونه پاهاشو رو زمین سفت نگه داره ولی تنبلی میکنه و دو دقیقه بعد میشینه اونقده باحال میشه قیافش منم هی ماچش میکنم محکممممممممممممممممممممممممممم

    :8: ای جووووونم :8: عجب لحظات شیرینی :65: چقدر زندگی آدم متحول و تازه میشه با تولد یک بچه :24:
    نقل قول: نخبه
    هاچو یه بچه بیار خیلی خوفه :4:

    :4: از کجام بیارم؟ :99:
    نقل قول: نخبه
    فکر کنم بچم فهمیده عشقی که به لوستر داره یه عشق یه طرفس اخه هر چی باهاش حرف میزنه اون جوابشو نمیده بچم افسردگی میگیره اخر از دست این لوستر نامرد

    :83: بلانسبت یاد اون ماره افتادم که عاشق شلنگ شده بود :4:

    3 سپاس: maryamlondon1، نخبه، farzane

  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه
    مامی بچه بعدیم کجا بود
    خب اگه بچه بعدی پسر بود چی این سرویس دخترونس اسم سرویس هم پرنسسه

    خوب بچه ا ی سومی یا چهارمی دیگه :10:
    نمایش یا پنهان متنبچه ای دوم تو هم دختره :68:

    2 سپاس: نخبه، farzane

  • dragon

    خدا حفظش کنه :8:
    2 سپاس: نخبه، farzane

  • نخبه

    نقل قول: maryamlondon1
    بچه ای دوم تو هم دختره

    از کجا میدونید؟

    خاله هام میگن چون دنیز شبیه پسراس بچه بعدی پسره :56:
    حالا شما چرا میگین دختره با ذکر دلیل و مثال و نمودار توضیح دهید:4:

    نقل قول: dragon
    خدا حفظش کنه

    ممنون282

    نقل قول: هاچو هاچو
    از کجام بیارم؟

    از بیمارستان بخر:23: اخه من به بچه کوچیکا میگم دنیز رو از بیمارستان خریدم:23:

    3 سپاس: هاچو هاچو، maryamlondon1، farzane

  • نخبه

    تصویر در دسترس نیست
    11 سپاس: بچه مثبت، حورا، هاچو هاچو، تنها، gilas، mz56mz، دلشاد، garfild، maryamlondon1، farzane، بندری

  • نخبه

    این عکسو امروز صبح ازش گرفتم باهاش حرف میزدم و بازی میکردم اونم سعی میکرد به خیالش تکرار کنه حرفای منو:4:

    تصویر در دسترس نیست

    12 سپاس: بچه مثبت، حورا، هاچو هاچو، تنها، arash52، gilas، mz56mz، دلشاد، hadi04، garfild، farzane، بندری

  • نخبه

    فضول خانوم ... هر طرف دوربین بچرخه اونم میچرخه نگاه میکنه:4:

    تصویر در دسترس نیست

    11 سپاس: حورا، هاچو هاچو، تنها، بچه مثبت، gilas، mz56mz، دلشاد، hadi04، garfild، farzane، بندری

  • حورا

    :83:

    دلم می خواد بغلش کنم :8:

    هزار ماشاله فرشته کوچولو :48:

    4 سپاس: هاچو هاچو، نخبه، mz56mz، farzane

  • هاچو هاچو

    :8: :8: واااااااااای :6: خدا برات حفظش کنه شیرین :48:

    هنوز نمیتونه بشینه؟

    2 سپاس: نخبه، farzane

  • نخبه

    نقل قول: هاچو هاچو
    هنوز نمیتونه بشینه؟

    نه بابا زوده .. 6_7 ماهگی میشینه ان شالله
    تو ماشین تو بغلم میشینه بیرون رو دید میزنه اونقدر نگاه میکنه تا خسته بشه بعد خمیازه میکشه و تو بغلم خابش میبره :8:
    جدیدا هم عاشق تلویزیون شده فیلم میبینه و هر هر میخنده:4:

    نقل قول: حورا
    دلم می خواد بغلش کنم

    هزار ماشاله فرشته کوچولو

    وای اونقده کیف داره بغلش کنی بازی کنی کلی برات میخنده ا روز قرار با بچه ها دوست شده بود وقتی باهاش حرف میزدن اینم بهشون لبخند میزد هر کی هم میخاست بغل کنه میرفت تو بغلش :11:

    3 سپاس: هاچو هاچو، حورا، farzane
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: