₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » معما، سرگرمی و بازی » @@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 ... 7 8 9 10 11 12 13 ... 35 36


@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@

16191 بازدید، 710 پست، نویسنده: نخبه

  • maryamlondon1

    اها یادم رفته اضافه کنم ..تقریبا هر هفته چند بار سیب زمینی های شماره سه زغال میشن .گاز روشن میکنه میره پای چت ویا اون لاین اکس بوکس بازی کردن با دوستاش..که اون شب داشت با دوستاش چت میکرد اونا هم خونه شون نزدیک محل حادثه بود .از طریق چت شماره سه از حادثه مطلع شدیم :4:

  • hosseinhn82

    عجب تاپیکی :83: کلی خندیدم :23:

    سوتی من مربوط میشه به چند سال پیش ( دوران دانشجویی ) : :9:

    طبق معمول , صبح همراه با 3تا از دوستام به سر کلاس رفتم . ظهر گفتن که استاد نیومده و کلاس تشکیل نمیشه . ما هم چون بعد از اون بازم کلاس داشتیم و حال ام نداشتیم برگردیم خونه , با هم فکری همدیگه تصمیم گرفتیم که به طور شانسی بریم سر یه کلاس بشینیم . تا هم زمان بگذره و هم حوصله مون سر نره .
    خلاصه اتفاقی یکی رو انتخاب کردیم و رفتیم سر کلاس :10: :4:
    چشتون روز بد نبینه . :74: ما 4 تا پسر رفتیم جلو نشستیم . همون طوری که زمان می گذشت به تعداد دانشجویان دختر کلاس اضافه میشد و خبری از دانشجویان پسر نبود !
    فوری فهمیدم باید مشکلی وجود داشته باشه :37: آخه همه دانشجویان هم یه طوری ما رو نگاه می کردن :9:
    خلاصه استاد هم اومد ! استاد هم خانم بود :50:
    اول با تعجب بهمون نگاهی انداخت و با حالت خنده سری تکون داد :7:
    رفت پای تخته نوشت " جلسه سوم درس جمعیت و تنظیم خانواده " :23: :83: :23: :83:

    از خجالت آب شدیم :9: گفتیم استاد ببخشید گویا اشتباه شده ! ما میریم :buff:
    گفت اش که کجا ؟ بودید حالا :56:
    کلاس منفجر شد :34:

    1 سپاس: jaj

  • نخبه

    نقل قول: hosseinhn82
    رفت پای تخته نوشت " جلسه سوم درس جمعیت و تنظیم خانواده " :23: :83:

    خب می موندین کجا حالا:23:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: Kishe Mehr
    داشت میگفت وقتی اقای عزیز ی می کشید پایین بهت دادم

    :23: :23:


  • hosseinhn82

    نقل قول: نخبه
    خب می موندین کجا حالا

    باید فوری متواری میشدیم :4:
    ضایع که شدیم :4: فقط همین هم مونده بود که حراست بیاد جمع مون کنه :83: :10:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: matin.57
    .داییم فرداش منو برد خونمون

    :23: :23: خیلی باحال بود :83:
    نقل قول: The one
    مال همه ی بچه ها باحال بود مخصوصا دیا و کاکو محمود

    سوتی منظورته دیگه ؟ :50:


  • هاچو هاچو

    gilas,
    چیزش مال خودشه ......:23: :23:


  • هاچو هاچو

    maryamlondon1,
    :83: ایول که انقدر ماجرا جو هستین :93:
    hosseinhn82,
    :23: :23:


  • هاچو هاچو

    همه 8 صفحه رو خوندم :99: باز میام اگر سوتی یادم اومد مینویسم :3: ساعت 8 کلاس دارم :20:

  • gilas

    maryamlondon1,
    میگم یه کارت خبرنگاری از بوفیلند شما بگیر برای این مواقع لازمت میشه :23:


  • بچه مثبت

    بعد از اینکه اصطلاح «پـ نـ پـ» اولین بار توسط بچه مثبت وارد بوفیلند گشت جای بسی خرسندیست که اصطلاح «خاک بر سری» نیز توسط اینجانب وارد ادبیات بوفیلند گشته و روز به روز بر کاربرد آن افزوده میگردد :83:
    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم

  • نخبه

    نقل قول: بچه مثبت
    جای بسی خرسندیست که اصطلاح «خاک بر سری» نیز توسط اینجانب وارد ادبیات بوفیلند گشته و روز به روز بر کاربر آن افزوده میگردد :83:

    لااقل یه اصطلاح بهتر میگفتی این خاک بر سری یه جوریه :94: .. همون بی حیاتی خودمون بهتره :4:

    کلا ادبیات رو نابود کردی با این اصطلاحاتت:23: بالاخره تو هم باید سوتی بدی دیگه:23:


  • نخبه

    یه سوتی دیگه یادم اومد

    یه روز دوستم خونمون بود گاهی وقتا سالی یه بار مقداری اب معدنی مینوشیم اون روز این مرضش گرفت گفت اب معدنی دارید گفت دلم خاسته میاری گفتم اوکی یکم اوردیم ولی چون خیلی کم بود عمرن بر کسی کار ساز نبود :9: خلاصه کلی گفتیم و خندیدیم و موزیک گوش دادیم در همین حین برادر بزرگترم که طبقه پایین خانه مادری زندگی میکرد اومد بالا دوستم تاپ تنش بود رفت به سمت اشپزخونه داداشم هم نشست تو سالن به دوستم گفتم میخای برات لباسی چیزی بیارم استین داشته باشه راحت باشی دوستم گفت نه فعلا مانتوم رو بیار رو مبله .. منم به جون خودم حالم خوبه خوب بودا :41: ولی نمیدونم چی شد مانتو رو برداشتم و وسط راه دادم به داداشم :4: داداشم زد زیر خنده دوستم هم تو اشپزخونه ولو شده از خنده.. داداشم گفت ضایع چی خوردی گیج میزنی:23: منم تازه دو زاریم افتاد که چی کار کردم گفتم واااااااا بابا همش یه قلوپ فکر نمیکردم اثر کنه:23:... امان از دست اب معدنی که ادم ضایع کنه :9:


  • hadi04

    نقل قول: نخبه
    امان از دست اب معدنی که ادم ضایع کنه :9:

    حاضرم به سوراخ محقر ديااكو قسم بخورم كه آب معدني نبوده :23:


  • hadi04

    خوب بذار منم يه سوتي از دوران جوانيم يعني وقتي ميرفتم دبيرستان رو براتون بگم:
    يادش بخير كلاس ادبيات فارسي بود
    جلسه اول رفتيم سر كلاس و تموم ساعت كلاس استاد بدون وقفه درس داد و يادش رفت خودش رو معرفي كنه من آخر كلاس بلند شدم و گفتم ببخشيد استاد خودتون رو معرفي نميكنيد؟
    اونم رفت پاي تابلو نوشت دوران چند دقيقه گذشت و من يه سوال برام پيش اومد و دستمو بلند كردم و با صداي بلند گفتم ببخشيد آقاي دَوَران يه دفعه ديدم رنگ استاده قرمز شد و گفت دَوَران چيه ديگه ؟آقاي عزيز دوران فهميدي دوران اين بود كه كلاس از خنده منفجر شد :23:
    بيچاره تا آخر ترم خيلي اذيتش كرديم يه بار هم داشت تنوينها رو درس ميداد
    گفت تنوينها سه نوع هستن اَن، اِن و اُن و من رو صدا كرد و گفت براي اَن چند تا مثال بزنم
    من هم شروع كردم به گفتن :
    واقعا،ظاهرا،كاملا،نسبتا، ديگه هر چي به مغزم فشار آوردم چيزي يادم نيومد يه دفعه گفتم ناموسا :23: ديدم استاده گفت ببخشيد لطف كنيد از كلاس بريد بيرون :4:
    منم رفتم بيرون ديدم چند دقيقه بعد يكي از دوستام هم اومد بيرون گفتم تو ديگه چرا؟
    ديدم از بس خنديده اشكاش داره جاري ميشه
    گفت داشت جات رو درس ميداد منو بلند كرد گفت مثال بزن منم شروع كردم سبزيجات،ميوه جات ،ترشيجات يه دفعه گفتم اونجات استاد هم با فحش منو از كلاس بيرون كرد :23:


  • نخبه

    نقل قول: hadi04
    گفت داشت جات رو درس ميداد منو بلند كرد گفت مثال بزن منم شروع كردم سبزيجات،ميوه جات ،ترشيجات يه دفعه گفتم اونجات استاد هم با فحش منو از كلاس بيرون كرد :23:

    :23: داشت جات دیگه چیه پرو از خودت در اوردی؟ تنوین رو یادمونه ولی داشتجات دیگه چیه


  • The one

    نقل قول: هاچو هاچو
    سوتی منظورته دیگه ؟

    تو آپارتمانت نصف نفرست نه یه نفره!! دقیقا به خودش رفتی!! :23:

    :23: hadi04,
    :23: وای که چقدر دبیرای اون موقع بی جنبه بودن . خانمهاش که بیشترشون زشت و ترشیده بودن و عقده ای... :23:


  • نخبه

    ه
    نقل قول: hadi04
    قسم بخورم كه آب معدني نبوده :23:

    اب معدنیهای اینجا اینجوریه دیگه :9: :42:


  • gilas

    آرسام تو هم با این مثال زدنت :23:

    آقا تاپیک هواپیمایی سهیلا جون دیدم یاد یه خاطره افتادم :4:

    این آخری که رفته بودم مشهد ( جاتون خالی ) موقع برگشتن تو هواپیما یه 40 دقیقه به فرود مونده بود شام رو هم خورده بودیم با دوردونه گفتیم نانای گوش بدیم MP3 رو درآوردم یه گوشی خودم یه گوشی دردونه داشتیم برا خودمون نانای گوش میدادیم یکی از از مهماندارا آقا با کلی قیافه که فکر کرده بود چقدر خوشتیپو قیافه است اومد جلو ما گفت خاموشش کنید :4:

    یهو برگشتیم گفتیم چرااا این که ربطی به سیستم هواپیما نداره ؟ پسره همنجوری ماتش برده بود یه کم مِن مِن کرد بعد گفت : برای اینکه اینطوری حواستون پرت میشه باید حواستون به اطراف باشه اگه اتفاقی افتاد سریع متوجه بشین :23: :23:
    منو دوردونه به زور جلو خندمون رو گرفته بودیم خوده پسره هم خندش گرفته بود :23: :23: بعدشم گفتیم صندلی پشتی خوابه حواسش به اطراف نیست بیدارش کن :23: :23:
    پسره دیگه تا آخر از سمت ما رد نمیشد بچه پرو :23: :23:


  • نخبه

    نقل قول: gilas
    منو دوردونه به زور جلو خندمون رو گرفته بودیم خوده پسره هم خندش گرفته بود :23: :23: بعدشم گفتیم صندلی پشتی خوابه حواسش به اطراف نیست بیدارش کن :23:

    :23: اینو خوب اومدین صندلی پشتی اقاهه خابه:23:
    مثلا اگه هواپیما خدائی نکرده سقوط کنه باید حواستون باشه اشهد رو بخونین یهو خواب از دنیا نرین که گناهش می افته گردن مهماندار:23:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: