ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
@@ سوتی های با حال و خنده دار خودتون رو اینجا تعریف کنید@@
hadi04
يادم نمياد درست ولي فكر كنم جات از حروف پسوند بود
مشكل از آبش نيست از معدنش بوده
البته چند تا ما داشتيم ترشيده بودن ولي زشت نبودن خدايي
Holtek
عمه جون ، عجب شوهر چشم پاکی داری
سوتی های من اکثر مال محل کارمه ، اگه تعریف کنم زودی شناسایی میشم
اما یه دونه خانوادگیشو تعریف می کنم.
یبار رفتم خونه خواهرم ، زنگ در رو زدم ، خواهر زادم درو باز کرد تا خواهرزادم کفشامو جفت می کرد من رفتم توی خونه ، چون هوا تقریبا سرد بود عینکم زودی بخار کرد
دیدم اونیکی خواهر زادم نشسته رو مبل ، منم دستامو باز کردم ( اینجوری
hadi04
خاطره ي گيلاسي منو ياد يه خاطره توي سرويس شركت انداخت اينجا خيلي راه بود تا خوابگاهمون(دوران مجردي رو عرض ميكنم وقتي دختر خونه بودم
خدايي از خجالت آب شده بودم
نخبه
سال اول دانشگاه خوابگاه بودم با بچه های اتاقمون خیلی شیطونی میکردیم و سر به سر هم میزاشتیم و میخندیدیم .. من و دوست گوگلم هم با هم دانشجو بودیم و تو یه اتاق تختمون دو طبقه بود من ط بقه بالا لالا میکردم دوستم طبقه پایین یه روز خاستم اذیتش کنم رفتم زیر تخت خودم که میشه بالای تخت اون یه چی نوشتم براش بوققققققققققققق بعد در رفتم بالا شب که اومد بخوابه گویا متوجه نبود بهش گفتم اه این چوب تخت صدا میده ببین از پایین نشکسته که این تا اومد ببینه چوب تخت چشه چشمش خورد به نوشته من و جیغ کشون که میکشمت شیرین پرو این چیه نوشتی
خلاصه روزها گذشت و این بچه هنوز در فکر انتقام بود
معمولا بیسکوئیت سلامت میخریدیم اون روز بیسکوئیت تموم شده بود جعبش هم بزرگ بود نسبتا این برداشت پشت این جعبه اسم منو و بقیه بچه های اتاق رو نوشت و هر چی فحش بلد بود و نبود نثار ما کرده بود
ما هم وقتی دیدیم فقط بهش خندیدیم که این مدلی که تلافی نمیشه من بیشتر حالشو گرفته بودم
خلاصه اینکه روزی از روزها از طرف دانشگاه برای سر کشی به اتاقها اومده بودن از شانس ما اتاق بغل دفتر بودیم و اول از همه اتاق ما وارد شدن ما هم روزهایی که کلاس نداشتیم معمولا تا 10 میخابیدیم اون روز ساعت 9 یهو دیدیم چهار تا زن چادری ریختن تو اتاق هممون خاب بودیم حال نداشتیم بیدار شیم حتی به اینا سلام کنیم یهو دیدم اینا دارن هی تعریف میکنن که افرین احسنت چه اتاق تمیزی چه استفاده خوبی از کتابخونه و بقیه وسایلا میکنن احسنت .. حالا هی اینا تعریف میکنن یواش یواش خام شدیم گفتیم پاشیم از جامون شاید بهمون مدال بدن
گفت اینا چیه منم کم نیاوردم رو به بچه ها که زیر پتو قایم شده بودن گفتم نمیدونیم صد بار گفتم از بیرون مهمون نیارین
این بود سوتی بچه های اتاق ما که من جمعش کردم
نخبه
خب چه اشکالی داشت
نخبه
خدايي از خجالت آب شده بودم
جمیعا همتون سوتی هستین ...
gilas
بچه پرو معلوم بود تازه کاره می خواست خودی نشون بده مثلا
Kishe Mehr
حالا مگه معنیش چی میشه؟
متین خانم شیرازی ها کلهم اجمعین اینطوری هستن
خو چی کار کنم همش جوک یادم میاد
نمایش یا پنهان متن
یه بچه ای میره تو اتاق باباشون اینا باباش بهش پول میده میگه بابا برو ابنبات بخر بخور. میگه نمیرم. میگه برو لواشک بخر بخور.. هر کاری میکرده تا بره دنبال نخود سیاه پسره نمی رفته. بابا هم با کلی عصبانیت میگه بچه جون تو چی میخوای؟؟؟؟؟؟ اونم میگه میخوام نیگاه کنمgilas
دکی بی خیال میرفتی جلو بعد که بغل میکردی به رو خودت می آوردی
آره دیگه ببین تکنلرژی چه میکنه تو ایران
ای جانم چه حالی بهشون دادی
خاطره ات تکراریه
نخبه
اره دیگه برا تو که تعریف کردم بوق نزدم کامل گفتم
Kishe Mehr
حاجی دمت گرم کلی خندیدم
حالا که اسم دانشگاه اومد منم یه چیز بگم
تو دانشگاهمون عموم هم استاد بود البته رشته ی ما نبود ولی من هر موقع وقت میکردم می رفتم سر کلاسش می نشستم. یه بار تازه کلاس شروع شده بود و 5 دقیقه ای از کلاس می گذشت. یه دختری اومد داخل عموم هم گفت ببخشید که ما زودتر اومدیم
ماهی
مریم جون ، حسین آقا، آرسام ، یکتا جون ، مجییییییییی ....و دکی و.......همشون قشنگ بودن
فکرشو بکن! وای توی اون لحظه هیچ چی نمی شد گفت .اگه تکرارش نمی کرد هیچ کس به روی خودش نمی آورد.مشکل این بود که هی هر دفعه محکم تر از دفعه قبل تکرار می کرد
براتون یه سوتی داغ آوردم مال همین امروز.
ولی کارام زیاده.می رم خونه .بعد که کارای خونه رو هم کردم می آم می گم
Kishe Mehr
نخبه
عموت هم تو رو دیده بوده جو گیر شده گفته بزار مزه بریزیم
ههههههههههه دختره چه خودشو ضایع کرد
راستی ملتک یعنی چی؟
gilas
ولی کارام زیاده.می رم خونه .بعد که کارای خونه رو هم کردم می آم می گم
آخ جون سوتی ماهی قرمز
hadi04
يه روز صبح وقتي از خواب پاشدم ديدم كه سرويس رفته و جا موندم داشتم خود خوري ميكردم و همش غر ميزدم زدم بيرون كه با ماشينم برم سركار ديدم اين لامصب هم بنزين نداره(براي بنزين زدن هم بايد يه نيم ساعتي وقت ميذاشتم چون پمپ خيلي دوره به ما)خلاصه ديدم يكي از همكارا داره با ماشينش مياد از پاركينگ بيرون پرسيدم علي مگه نرفتي سركار ؟گفت نه جا موندم دارم با ماشين ميرم گفتم خوب منم جا موندم باهات ميام
خلاصه سوار شديم و راه افتاديم توي يكي از راه هاي ورودي به سايت صنعتي يه خيابون هست كه خيلي باريكه و دو طرفه هست همينطور كه داشتيم حرف ميزديم ديدم يه پژو پارس با سرعت دستشو داد سمت ماشين علي و روند سمت ما علي رنگش زرد شده بود منم طبق معمول قاط زدم سرمو از ماشين كردم بيرون كلي بد و بيراه گفتم بعد هم به علي گفتم عجب مردم الاغي پيدا ميشنا علي هم گفت آره البته اين يكي داداشم بود داشت ميرفت خونه كار هميشگيشه منو ميبينه شوخي ميكنه
نخبه
عین یه هفته که سر کلاس رفتم این دختره همش سوتی میداد
Kishe Mehr
میگم سوتی های پسرتونو توی یه کتابی منتشر بکنید تا همه مستفیوض بشن
منو عموم کلا خوشمزه و با مزه هستیم
دخترا کلا ضایع هستن
نیست من کلا از بقیه ی ادما جلوترم این کلمه هنوز در بین شماها رایج نشده بعدا بهش می رسین
نخبه
فقط میتونم بگم بوقققققققققققققققق چون به شدت افتضاح بود
نخبه
فقط میتونم بگم بوقققققققققققققققق چون به شدت افتضاح بود
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→